تبليغاتX
ailin_love_Hamed
ailin_love_Hamed
حامد عزيز عاشق ترينم وبا تمام وجود داد مب زنم دوست دارم!!!!!!!

سلام دوستا چه طوزين خوبين امروز روز خوبي بود مي دونين چرا چون يه عشق متولد شد عشق خيلي از آدما

من تو او همه يه قطعه ادبي از خودم:

وقتي آدمي چشمانت مانند خورشيد فروزان درخشيد طوري كه برف  كوه ها آب شد نه آب شدن واژه خوبي نيست براي قلب پر محبت تو برف كوه ها چشمه ساران به گريه افتادند چون مي ترسيدند شرم داشتند از اين كه تو هستي از آنه محكم تري از برف پاك تري از محبت چشمه لبريزي زيبايي آبشار داري افسونگري جنگل داري پس چگونه نگويم دوست دارم محبتت را.

دوستاي گل اين قطعه رو كه گفتم گريه ام گرفت پس بازم        

حامد عزيز توووووووووووووووووووووووووووووولدت مبارك

من از تودل نمی برم اگرچه از تو دلخورم

اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم

هنوزهم خیال کن کنارتونشسته ام

منی که درجوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی

من شکست داده را خودت برنده می کنی

نیا مدی و سالهاست نگاه به جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من همیشه در هر روزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

نظرت چیه؟هان؟؟؟


مردي ۸۵ ساله با پسر تحصيل کرده ۴۵ ساله اش روي مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغي كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسيد: اين چيه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقيقه دوباره پرسيد اين چيه؟ پسر گفت : بابا من که همين الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهي پير مرد براي سومين بار پرسيد: اين چيه؟ عصبانيت در پسرش موج ميزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتي قديمي برگشت. صفحه اي را باز کرد و به
پسرش گفت که آن را بخواند.
در آن صفحه اين طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روي مبل نشسته است هنگامي که کلاغي روي پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسيد و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل مي‌کردم و به او جواب مي‌دادم و به هيچ وجه عصباني نمي‌شدم و در عوض علاقه بيشتري نسبت به او پيدا مي‌کردم

 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط ailin |
"وقتی نبودم مقابل دوربین شبکه جهانی جام جم"

شبكه‌ي جهاني جام جم كه تاكنون اغلب به پخش توليدات شبكه‌هاي سراسري اقدام مي‌كرد، خود ساخت فيلم‌هاي تلويزيوني را در دستور كار قرار داده و تله فيلم توليد مي‌كند. بر اين اساس فيلم تلويزيوني «وقتي نبودم» با ملاحظه‌ي خصوصيات روحي و رواني ايرانيان مقيم خارج از كشور و متناسب با اهداف اين شبكه توليد مي‌شود.


به گزارش سرويس تلويزيون و راديو ايسنا، ساخت تله فيلم «وقتي نبودم» از 14 ارديبهشت ماه در شهر كاشان آغاز شده و در شهر‌هاي كاشان، ابيانه، قمصر و اطراف كاشان تصويربرداري مي‌شود. پيش‌بيني شده تصويربرداري اين تله فيلم تا اواسط خرداد ماه به طول بيانجامد.


داستان اين تله فيلم درباره‌ي مردي به نام پدرام است كه پس از 25 سال زندگي در خارج از كشور به زادگاهش كاشان بازمي گردد. او كه تنها فرزند خانواده است، در صدد فروش املاك به ارث رسيده از پدر و مادر مرحومش و برگشت به خارج از كشور است. اما در بدو ورودش اتفاقاتي ماجرا را برخلاف انتظارش پيش مي‌برد.


حامد كميلي،زيبا بروفه، محسن قاضي مرادي، طوفان مهرداديان و ميترا خواجه‌ئيان بازيگران اين فيلم هستند. زهره سيدي، سيد حسين آقاميري و ابوالفضل احمديان نيز بازيگران خردسال هستند.


عوامل اين تله فيلم عبارتند از:

كارگردان : داريوش ياري، نويسنده : پديده برومند، تهيه‌كننده: بهروز مفيد، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز : قاسم انصاري بني، طراح صحنه و لباس : مهدي بداقي، مدير تصويربرداري : حميد رحيم زاده، مدير صدابرداري: سليم احمدي، چهره پرداز: آرمين اسماعيلي، منشي صحنه: غزل رشيدي، عكاس : مهرنوش دژبان، مدير تداركات: مجيد جناب، روابط عمومي: مرجان جنگلي و مدير توليد: علي خليلي، دستيار دوم كارگردان : فرامرز اسمعلي خاني، گروه تصويربرداري: افشين بندي، كسري كمالي، مجيد كريمي، علي داستار، گروه صدابرداري: ميثم معتمدي، گروه صحنه و لباس: عليرضا قاسمي پور، فرياد صالحي، مسوول لباس : فاطمه بازيار، گروه چهره پردازي: الهام رستمي، ميثم قراگوزلو، دستيار تداركات : حميد احمدي، خدمات: افشين منصوري

نسخه جدید "تردید" به زودی آماده نمایش می‌شود
نسخه جدید فیلم سینمایی"‌تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در آخرین مراحل فنی قرار دارد و به زودی آماده نمایش می شود.

سعید سعدی تهیه کننده این فیلم سینمایی به خبرنگار مهر گفت: موسیقی فیلم برای اکران عمومی تغییر کرده و علی صمد‌پور به زودی ساخت موسیقی را تمام می‌کند و نسخه جدید آماده نمایش می‌‌شود. با برنامه ریزی های صورت گرفته "تردید" تابستان اکران عمومی می شود.

وی که تهیه کنندگی "کیفر" حسن فتحی را بر عهده دارد، درباره ساخت این فیلم افزود: هم اکنون فتحی به همراه علیرضا نادری  بازنویسی فیلمنامه را انجام می دهند. "کیفر" اواخر شهریور یا اوایل مهر ماه در تهران کلید می‌خورد. "کیفر" به مجموعه‌های تلویزیونی فتحی شباهت‌هایی دارد، اما با فیلم قبلی او "پستچی سه بار در نمی‌زند" کاملا متفاوت است.

درخلاصه داستان "تردید" آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است خبری عجیب‌تر می‌شنود...

بهرام رادان، حامد کمیلی، ترانه علیدوستی، علیرضا شجاع‌نوری و ...  بازیگران فیلم "تردید" هستند که پارسال در جشنواره فیلم فجر برنده سه جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم شد. واروژ کریم مسیحی فیلم "پرده آخر" را در کارنامه دارد و "تردید" دومین فیلم سینمایی این کارگردان است.

مر۳۰ از مونا جون

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط ailin |
هنرمندان-فیلم سینمایی "پسر تهرانی"به کارگردانی کاظم راست‌گفتار به گروه فیلم‌های پیوست که عید فطر امسال در تهران و شهرستان‌ها روی پرده می‌رود. این فیلم تولید سال 87 است و به تازگی از شورای نظارت و ارزشیابی ارشاد پروانه نمایش دریافت کرده است. "پسر تهرانی" داستان مردی است که قصد دارد پسر از فرنگ برگشته خود را وادار به ازدواج کند و ...

 

فیلمنامه را حمیدرضا محسنی نوشته و محمدرضا شریفی‌نیا، امین حیایی، شیلا خداداد، سارا خوئینی‌ها، طناز طباطبایی و فلامک جنبیدی در آن بازی کرده‌اند.

همچنين  کارگردان و تهیه‌کننده فیلم سینمایی "دو خواهر" از اکران عمومی این فیلم با بازی محمدرضا گلزار در عید فطر خبر داد.

محمد بانکی درباره اکران این فیلم گفت: برای اکران "دو خواهر" در عید سعید فطر با چند گروه سینمایی مذاکره کرده‌ایم که به زودی به نتیجه می‌رسیم تا فیلم را در یکی از گروههای اصلی اکران کنیم. ساخت آنونس و طراحی پوستر و بیلبورد شروع شده و خردادماه به پایان می‌رسد.

                          

وی افزود: "دو خواهر" برای اکران عمومی مشکلی نداشته و تاخیر در اکران فیلم به دلیل طولانی شدن مراحل فنی بوده است. پیش از عید دستگاه صداگذاری دالبی دیجیتال را وارد و فیلم را به این شیوه صداگذاری کردیم و این مرحله کمی طولانی شد، اما پروانه نمایش "دو خواهر" بدون حذف و اصلاحیه صادر شد و برای اکران فیلم مشکلی وجود ندارد.

این تهیه‌کننده و کارگردان گفت: با اینکه فیلم قصه‌ای جذاب و بازیگران محبوب و شناخته‌شده دارد، نمی‌توان درباره موفقیت آن در گیشه با قطعیت صحبت کرد. امیدوارم "دو خواهر" در اکران عمومی با خانواده‌ها و جوان‌ها ارتباط برقرار کند. اما سلیقه تماشاگر ایرانی را نمی‌توان پیش‌بینی کرد و این کار را سخت می‌کند.

محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، حامد کمیلی، بهنوش بختیاری، پوراندخت مهیمن و احمد پورمخبر بازیگران "دو خواهر" هستند و داستان درباره جوانی کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهره‌های متفاوت ارتباط برقرار می‌کند.

فیلمنامه را حسین مثقالی نوشته و غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، علی رشیدی صداگذار و پوریا حیدری آهنگساز فیلم هستند. بانکی بازیگری و تهیه‌کنندگی "علف‌های هرز"، "تهاجم"، "حامی"، "مرد کوچک"، "شاهین طلایی"، "کمینگاه" و... را تجربه کرده است.

و در آخر  فیلم سینمایی "بی‌پولی" به کارگردانی حمید نعمت‌الله روز عید فطر در تهران و شهرستان‌ها به اکران عمومی درمی‌آید. هنوز گروه سینمایی دومین ساخته حمید نعمت‌الله مشخص نشده که پیش‌بینی می‌شود یکی از فیلم‌های پرفروش امسال باشد. "بی‌پولی" پارسال در جشنواره فیلم فجر جایزه سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.

                                                     

بهرام رادان، لیلا حاتمی، حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامک انصاری، بابک حمیدیان، نادر فلاح، رضا رشیدپور، سوسن مقصودلو، جلال پیشوائیان، افشین سنگچاپ و فرهاد شریفی در "بی‌پولی" بازی کرده‌اند.فیلمنامه را نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست نوشته‌اند و مصطفی شایسته تهیه‌کننده آن است. داستان درباره زوجی جوان است که درگیر یک دوره بیکاری و بی‌پولی می‌شوند.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 توسط ailin |
سلام نزدیک امتحانامه و تا۲۰ خرداد سرگرم امتحانا اما قول می دم بعدش با کلی مطالب جدید بیام به سراغتون ووووووووووووووووووووووووووو مطلب این پست:

خبرگزاري فارس: تهيه كننده ترديد از اكران اين فيلم در نوبت دوم اكران تابستان خبر داد.


«سعيد سعدي»، تهيه‌كننده فيلم «ترديد» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت:نسخه جديد «ترديد»آماده است و آخرين مراحل فني آن نيز به زودي به پايان مي‌رسد.
وي در مورد زمان احتمالي اكران اين فيلم گفت:اكران دوم تابستان به نظرم بهترين زمان براي نمايش فيلم است و سعي داريم فيلم را در همين زمان به نمايش در ‌بياوريم.
«ترديد» در جشنواره بيست‌وهفتم فيلم فجر اكران شد و خلاصه داستان اين گونه است كه پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيب‌تري مي‌شنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه مي‌شود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمي‌اش كاوه مي‌رود و ...
به گزارش فارس، فيلمبرداري «ترديد»‌ اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريم‌مسيحي» و تغيير تهيه‌كننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد 87 با عوامل جديد و به تهيه‌كنندگي «سعيد سعدي»، بارديگر كليد خورد.
بهرام رادان، ترانه عليدوستي، مهتاب كرامتي، عليرضا شجاع‌نوري، حامد كميلي، فرخ نعمتي و محمد مطيع بازيگراني هستند كه در دومين فيلم بلند سينمايي واروژ كريم مسيحي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
تدوين اوليه «پسر آدم،دختر حوا» آغاز شد

خبرگزاري فارس: تدوين اوليه "پسر آدم،دختر حوا " به كارگرداني رامبد جوان آغاز شد. پس از اتمام مونتاژ اوليه، سعيد حاجي ميري تدوين نهايي اين فيلم را انجام خواهد داد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، "پسر آدم، دختر حوا " فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه‌كار مي‌پردازد. اين فيلم آذرماه سال گذشته درتهران كليد خورد و فيلمبرداري آن اواسط بهمن به پايان رسيد.
فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.
رامبد جوان پيش از اين فيلم سينمايي "اسپاگتي در هشت دقيقه " و چند مجموعه تلويزيوني مانند "گمگشته " و "نشاني " را كارگرداني كرده است.
مهناز افشار، حامد كميلي، رامبد جوان، ليلا اوتادي، فرامرز صديقي وشيلا خدادادبه همراه محسن قاضي مرادي، سعيد پيردوست، عليرضا رياحي، حسين محب اهري، كيومرث ملك‌مطيعي، مهوش وقاري، محمود بنفشه خواه، كيانوش گرامي، فرامرز روشنايي، اردشير كاظمي، ملك شريعت‌پناهي بازيگران فيلم "پسر آدم،دختر حوا " هستند.

 

 

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 توسط ailin |
سلام تو رو خدا از تاخیرم ببخشید واقعا نتونستم بیام امتحان و معلمای سختگیر باعث میشه نتونم تندتند بیام تو وب حالا بسه دیگه بریم سراغ پست:

10 فیلم پر فروش سال 88 چه فیلم‌هایی خواهند بود؟ این سوالی است که پاسخ اش رویای خیلی‌ها در سال تازه خواهد بود.
فیلم‌های پرفروش از دل جشنواره بیرون نمی‌آید. این یک قانون نانوشته است که البته برای چند فیلم خلافش هم ثابت شده. «اخراجی‌ها»، «دایره زنگی» و «همیشه پای یک زن در میان است» در این دو سال جزو پرفروش‌ها بوده و در جشنواره هم به نمایش درآمده اند. در جشنواره امسال هم به غیر از یکی دو فیلم نمی‌توانی چیز دندان گیری پیدا کنی. در عوض فیلم‌هایی که به هر دلیلی پشت خط ماندند یا عمدا ً جشنواره بیست و هفتم را انتخاب نکردند سرنوشت گیشه سال 88 را تعیین می‌کنند. نکته جالب این جاست که هر 10 فیلم فهرست ما کمدی هستند. از میان فیلم‌های جدی شاید «درباره الی» یا «شبانه روز» اتفاقی در گیشه برای شان بیفتد وگرنه تکلیف گیشه سال جدید را مثل همیشه کمدی‌ها تعیین می‌کنند. این‌ها پیش بینی ماست برای 10 فیلم پرفروش سال، بعید است اتفاق غیر منتظره دیگری بیفتد...
.* راستی پیروزی استقلال رو به همه ی استقلال دوستا الخصوص خودم تبریک می گم*

ادامه.....................................

**********************************************************************
1- اخراجی‌ها 2
هر چند فیلم ده نمکی در جشنواره فجر نتوانست آن طور که باید انتظارات را برآورده کند اما قسمت دوم «اخراجی‌ها» قطعا ً رتبه اول پرفروش‌های سال آینده را نصیب خود می‌کند. فیلم پر از لودگی و شوخی‌های سخیف و مبتذل است و این همان فرمولی است که ده نمکی در قسمت اول «اخراجی‌ها» هم از آن جواب گرفت. گفته می‌شود دست اندرکاران فیلم قصد دارند کمی‌ «اخراجی‌ها 2» را کوتاه کنند و سکانس‌هایی از پایانش را حذف کند. به هر حال فیلمی‌ که قرار است از همان روزهایی ابتدایی سال صف‌های طویلی در جلوی سینماهایش کشیده شود چه بهتر که تایمی‌ کوتاه تر و در عوض سانس‌های بیشتری در روز داشته باشد. «اخراجی‌ها 2» به مراتب فیلمی ‌شلوغ‌تر و بی در و پیکرتر از قبلی است. سکانس هواپیماربایی که جواد رضویان و شیلا خداداد به زور در آن گنجانده شدند خیلی بی ربط است. شوخی سخیف رضویان با مهماندار هواپیما را در این فصل که پنج، شش بار تکرار می‌شود به یاد بیاورد تا «لول» فیلم ده نمکی دست‌تان بیاید! اما چند نکته اساسی دیگر پرفروش شدن «اخراجی‌ها» مؤثر خواهد بود، فیلم جزو اکران‌های نوروزی است و 15 روز تعطیلی کامل در اختیار دارد. علاوه بر این همراهی تلویزیون برای پخش تیزرهای گسترده «اخراجی‌ها» را از یاد نبرید.

2- دو خواهر
فیلم جنجالی محمدرضا گلزار که برگ برنده برادران بانکی در سال جدید محسوب می‌شود یکی از امیدهای گیشه 88 است. به غیر از گلزار که یک سالی می‌شود ممنوع‌الکار شده و همین موضوع تهیه‌کنندگان «دو خواهر» را شادمان‌تر کرده، نیکی کریمی، الناز شاکردوست و حامد کمیلی هم در این فیلم حضور دارند. ترکیب بازیگران که فوق العاده است، گلزار هم که در دو نقش با دو گریم مختلف در «دو خواهر» ظاهر شده. کمدی بودن فیلم را هم به این عوامل اضافه کنید تا مشخص شود فیلم بانکی فاتح گیشه‌های سال جدید است. فیلم اگر عید نوروز اکران شود اتفاقات بهتری در انتظارش خواهد بود. اما به نظر می‌رسد با تصمیمات جدید محمود اربابی فیلم بانکی احتمالا نیمه دوم سال راهی اکران شود. «دو خواهر» البته هنوز پروانه نمایش نگرفته. گویا مشکلات ممنوع الکاری گلزار از طرفی و مضمون فیلم از طرفی دیگر اکران «دو خواهر» را در ابهام قرار داده است. «دو خواهر» یک کپی تر و تمیز از یک فیلم آمریکایی است! روایت است محمد بانکی تهیه کننده قدیمی ‌سینما که برای اولین بار کارگردانی را تجربه می‌کند شب به شب سکانس‌های مورد نظر فردا را از روی DVD تماشا می‌کرده و روز بعدش آن‌ها را در صحنه اجرا می‌کرده است. به همین دلیل است که «دو خواهر» پر از گاف‌های گنده است. اما برای تماشاگران ستاره اول سینمای ایران این چیزها اهمیت چندانی ندارد. خصوصا ً این که آنها یک سالی می‌شود از دیدن چهره اش روی پرده سینما بی نصیب مانده اند. این همان فیلمی ‌است که گلزار برای بازی در آن 68 میلیون تومان از تهیه کنندگان بی نوای فیلم دستمزد گرفته است تا رکوردی به نظر دست نیافتنی در سینمای ایران ثبت شود.


3- کتاب قانون
فیلم، فیلم پرویز پرستویی است و به دلیل مضمون کمدی اش جزو پرفروش‌های سال. آن‌هایی که «کتاب قانون» را دیده اند گیشه یک میلیاردی برای آن پیش بینی کرده اند. فیلمی‌ که البته پروانه نمایش گرفته و طبق قوانین محمود اربابی فعلا ً اجازه نمایش ندارد! گفته می‌شود طلسم اکران «کتاب قانون» نیمه سال 88 شکسته خواهد شد تا اولین فیلم پرفروش مازیار میری هم در کارنامه اش ثبت شود. پرستویی در «کتاب قانون» پنج نقش مختلف را بازی می‌کند که اتفاقا ً خیلی بامزه از آب در آمده است. اختلاف نظری که میان اعضای شورای پروانه نمایش برای صدور مجوز اکران آن وجود دارد گویا به خاطر نوع نگاه کارگردان فیلم به مدیران دولتی است. «کتاب قانون» یک بازیگر زن لبنانی دارد که دست اندرکاران فیلم مجبور شدند به خاطر برخی ممیزی‌ها، برخی سکانس‌های این بازیگر را تکرار کنند. این هم از بدشانسی پرویز پرستویی است که طی دو سال گذشته دو فیلم بازی کرده که هر دو امکان نمایش پیدا نکرده است.


4- پسر تهرونی
یک کمدی به سبک فرح بخش که اتفاقا ً بازیگران امتحان پس داده ای دارد. امین حیایی، شریفی نیا، شیلا خداداد، طناز طباطبایی و شقایق فراهانی بازیگران اصلی «پسر تهرونی» هستند. فیلم با cast شریفی نیا بسته شده و سوژه جالبی دارد. پسری که بعد از سال‌ها اقامت در آمریکا به تازگی به ایران برگشته و از ازدواج فراری است اما پدرش هر روز برای او دختری پیدا می‌کند. نکته جالب اینجاست که شریفی نیا نقش پدر امین حیایی را بازی می‌کند. در حالی که انتظار می‌رفت کاظم راست گفتار بعد از یک دوره ممنوع الکاری که به خاطر مشکلاتی که هنگام اکران «نقاب» برایش پیش آمد، سوژه جدی تری را برای فیلم بعدی اش انتخاب کند اما مثل «عروس خوش قدم» سراغ یک کمدی مفرح رفت. «پسر تهرونی» جزو معدود فیلم‌هایی است که امین حیایی امسال بازی کرده. او به خاطر بازی در «کلاه پهلوی» امسال نتوانست مثل گذشته پرکار باشد و تنها در فیلم‌هایی حاضر شد که شریفی نیا مسوول انتخاب بازیگران آن بود. فروش 700 میلیونی در اکران تهران این فیلم رقم دور از انتظاری نیست.


5- پاداش
اگر فیلم در جشنواره بیست و هفتم به نمایش در می‌آمد و مشکلی از بابت پروانه نمایش پیدا نمی‌کرد شاید پر فروش فیلم سال 88 لقب می‌گرفت. اما تیزهوشی تهیه کننده «پاداش» باعث شد فیلم کمال تبریزی همان روال عادی اش را تا مرحله اکران پیش بگیرد. این همان فیلمی ‌است که اهالی سینما به خاطر گذشتن از خط قرمزها آن را با «مارمولک» تبریزی مقایسه می‌کنند. تبریزی در «پاداش» آنقدر راحت با مسوولان دولتی و حکومتی شوخی کرده که حتی سیما فیلم به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان فیلم اصلا ً خوش‌بین به اکران آن نیست. آنها حتی در صدد فروختن سهم شان هستند تا از بابت اکران نشدن فیلم با جنجال‌های احتمالی هنگام اکران آن متضرر نشوند. «پاداش» اگر اکران شود به خاطر نداشتن بازیگر شناخته شده خبری از آن فروش رویایی نباشد اما به خاطر مضمون آن و نام کمال تبریزی قطعا ً جزو پر فروش‌های سال خواهد بود. حسن معجونی بازیگر شناخته شده تئاتر را در «پاداش» بازی می‌کند که پیش از این قرار بود پرستویی ایفاگر آن باشد.


6- زندگی شیرین
یک کمدی دیگر از صلح میرزایی با حضور جواد رضویان. منتها این بار دست اندرکاران فیلم با تیزهوشی دو بازیگر طنز محبوب دیگر را به جمع خود اضافه کرده اند. رضا شفیعی جم و علی صادقی که جزو بازیگران محبوب تلویزیون محسوب می‌شوند در کنار رضویان ترکیب فوق العاده ای تشکیل داده اند. رضویان و شفیعی جم امسال فیلم میلیاردی «چارچنگولی» را داشتند و «زندگی شیرین» تجربه تازه ای برای آن‌ها محسوب می‌شود. نکته قابل توجه درباره «زندگی شیرین» مضمون آن است. سید کمال طباطبایی که جزو سرمایه گذاران فیلم است سال قبل «توفیق اجباری» را درباره زندگی یک بازیگر مشهور سینما روی پرده داشت و امسال هم با حضور جواد رضویان این بار در «زندگی شیرین» این سوژه را تجربه می‌کند. فیلم صلح میرزایی یک نکته جذاب دیگر هم دارد و آن هم بازی رضویان در دو نقش است. گویا برادر بازیگر مشهور سینما دردسرهایی را برای آقای بازیگر به وجود می‌آورد. صلح میرزایی امسال «دلداده» را داشت که همزمان با «چارچنگولی» اکران شد و فروشی معادل 700 میلیون تومان کسب کرد. اگر «زندگی شیرین» در فرصت مناسبی روی پرده برود تکرار این رقم برای صلح میرزایی کار ساده ای به نظر می‌رسد.


7- بی پولی
فیلم برگزیده مردم در جشنواره که به همراه «درباره الی» سیمرغ بهترین فیلم مردمی ‌را نصیب خود کرد شاید روزهای خوشی را برای بهرام رادان به همراه داشته باشد. بازیگری که در این دو سه سال فیلم پر فروش در کارنامه ندارد و تنها شانس اش «سنتوری» هم راهی به اکران پیدا نکرد. «بی پولی» اما فیلمی ‌دوست داشتنی است. فیلمی‌ که قرار نیست به هر نحوی تماشاگر را بخنداند. رادان و لیلا حاتمی ‌را دارد و کارگردانش حمید نعمت الله است. مهمتر از همه این که هدایت فیلم پخش کننده آن است همه اینها دست به دست هم داده تا فیلم نعمت الله شانس زیادی برای موفقیت در گیشه داشته باشد. فراموش نکنیم فیلم قبلی این کارگردان در شرایطی که کسی انتظارش را نداشت فروش خوبی کرد. اگر اتفاق خاصی رخ ندهد «بی پولی» می‌تواند فروشی 700 میلیونی در اکران تهران داشته باشد.


8- پسر آدم، دختر حوا
یک فیلم در حال و هوای «آتش بس» که این بار به جای محمدرضا گلزار، حامد کمیلی را در کنار مهناز افشار دارد. سبحان فیلم و حاجی میری دو سالی می‌شود که برای این فیلم نقشه کشیده اند و از همان ابتدا هم هدف شان گیشه بود. فیلمنامه ای که ابتدا قرار بود یدالله صمدی آن را بسازد و حمید گودرزی هم بازیگر مرد آن باشد اما به دلیل مهیا نشدن شرایط رامبد جوان پشت دوربین قرار گرفت. فیلم داستان کل کل‌های دو وکیل جوان است که در موقعیت‌های مختلفی رو به روی هم قرار می‌گیرند. «پسر آدم، دختر حوا» می‌تواند سرآغاز خوبی برای حامد کمیلی باشد. بازیگری که با کاندیدا شدن برای بازی «تردید» در جشنواره امسال از اولین آزمون سینمایی اش سربلند بیرون آمد. اگر همه چیز طبق معادلات قبلی پیش برود فیلم رامبد جوان در تهران 700،600 میلیون تومان می‌فروشد.


9- خروس جنگی
فقط چند نمایش محدود در جشنواره بیست و هفتم داشت و در همین چند نمایش، تماشاگرانش را ذوق زده کرد. فیلم دوم مسعود اطیابی برخلاف فیلم قبلی اش یک فیلم گرم از آب در آمده است. عطاران و مریلا زارعی زوج قابل قبولی را برای یک فیلم مفرح تشکیل داده اند تا احتمالا ً «خروس جنگی» جزو فیلم‌های پر فروش سال باشد. سوژه فیلم هم جالب است. «خروس جنگی» ماجرای زن و شوهری است که در یک روز تصمیم می‌گیرند جای‌شان را با یکدیگر عوض کنند. این فیلمنامه را ابتدا قرار بود داوود نژاد بسازد در نهایت به مسعود اطیابی رسید. «فیلمیران» که امسال بیشرین فیلم را برای پخش در اختیار دارد روی «خروس جنگی» حساب ویژه ای باز کرده است.


10- وقتی بابام دزد بود
این جدیدترین محصول پویا فیلم است. فرح بخش و علیخانی تقریبا ً یک سالی می‌شد فیلمی‌تولید نکرده بودند تا این که چند ماه قبل شهرام شاه حسینی در سومین همکاری پیاپی اش با پویا فیلم یک کمدی تازه ساخت. احمد رفیع زاده همان قصه «سازش» محمد متوسلانی را بازنویسی و به روز کرده تا یک محصول دیگر از سینمای قبل از انقلاب بازسازی شود. رضا عطاران به جای بهروز وثوقی، حسن پورشیرازی آرمان، افسانه بایگان، مهین شهابی و نیکی کریمی ‌به جای نوری کسرایی، در بازسازی «سازش» ایفای نقش کرده اند. گفته می‌شود پورشیرازی نکته منفی فیلم شهرام شاه حسینی است. کسی که نتوانسته نقش «خلایق» را به شیرینی آرمان بازی کند. «سازش» در همان دوره ای که اکران عمومی‌ می‌شد شکست سختی در گیشه خورد اما فرح بخش با تغییراتی که در پایان بندی فیلمش داده قطعا ً سرنوشت به مراتب بهتری از «سازش» در انتظار فیلم خواهد بود. گویا قرار است نام فیلم هم برای اکران عمومی‌ تغییر کند.

 

ماني حقيقي:
«پنجاه كيلو آلبالو» يك كمدي رمانتيك است
ترانه عليدوستي، باران كوثري و... تاكنون انتخاب شدند

فيلمبرداري فيلم‌سينمايي «پنجاه كيلو آلبالو» به كارگرداني ماني حقيقي خرداد ماه جاري آغاز مي‌شود.

ماني حقيقي در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: «پنجاه كيلو آلبالو» يك فيلم كمدي رمانتيك است و اميدواريم كار را خرداد ماه كليد بزنيم.

به گفته‌ي او؛ اين فيلم يك كار پربازيگر است و هنوز سه نقش اصلي آن در مرحله‌ي انتخاب هستند.

تاكنون ترانه عليدوستي، حامد كميلي، باران كوثري، مهراوه شريفي‌نيا، اشكان خطيبي، اميد روحاني، اكرم محمدي، داريوش اسدزاده، سينا رازاني به عنوان بازيگران اين فيلم حضورشان قطعي شده است.

به گزارش ايسنا، عوامل اصلي فيلم «پنجاه كيلو آلبالو» عبارتند از: كارگردان: ماني حقيقي، تهيه‌كننده: محمدرضا تخت‌كشيان (موسسه: آفتاب‌نگاران)، نويسندگان فيلمنامه‌: فرهاد توحيدي، ماني حقيقي براساس طرحي از ماني حقيقي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: بابك اردلان، طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني، مدير توليد: فاطمه ابوالقاسمي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: حميدرضا قرباني، منشي صحنه: مريم نراقي.

گفتني است: فيلمبرداري اين فيلم در آبادان و تهران انجام خواهد شد.

 

با تايم 120 دقيقه

نسخه جدید "تردید" خرداد به سینماها می‌آید

 

تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تردید" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی از تلاش برای نمایش عمومی این فیلم در خردادماه و اکران سوم بهار خبر داد.
سعید سعدی در این باره گفت: نسخه جدید و 120 دقیقه‌ای این فیلم هم‌اکنون در مرحله صداگذاری مجدد و تبدیل به دالبی سراوند است و اواسط اردیبهشت‌ماه آماده نمایش می‌شود. "تردید" را فدک‌فیلم پخش می‌کند و اکنون در حال مذاکره برای اکران فیلم در خردادماه هستیم.

او با اشاره به پروژه سینمایی "کیفر" به کارگردانی حسن فتحی، گفت: در حال حاضر مشغول جمع‌بندی مسائل مالی این فیلم هستیم و فکر می‌کنم پیش‌تولید فیلم حدود 10 روز دیگر آغاز شود. "کیفر" به کارهای تلویزیونی فتحی شباهت‌هایی دارد، اما با فیلم قبلی او "پستچی سه بار در نمی‌زند" کاملا متفاوت است.

بهرام رادان، حامد کمیلی، علیرضا شجاع‌نوری، مهتاب کرامتی و ... از بازیگران فیلم "تردید" هستند که پارسال در جشنواره فیلم فجر برنده سه جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم شد. "کیفر" این هفته از شورای صدور پروانه ساخت مجوز گرفت و فیلمنامه آن را علیرضا نادری نوشته است.

منبع: خبرگزاري مهر



فیلم‌ها پشت خط اکران/ تکلیف فیلم‌های آماده نمایش نامشخص است

 

در آخرین گزارش فارابی از تولیدات سینمای ایران در سال 87 که یازدهم اسفندماه اعلام شد 74 فیلم در مراحل مختلف تولید قرار داشتند.

برابر با این گزارش چهار فیلم ("پاداش"، "ملک سلیمان"، "فرزند صبح" و "نظام از راست") در مرحله صداگذاری و هشت فیلم ("طلا و مس"، "در شب عروسی"، "بیداری"، "وقتی که دزد بودم"، "لالایی"، "محاکمه در خیابان"، "پسر آدم، دختر حوا" و "چهل سالگی") در مرحله تدوین به سر می‌برند.



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط ailin |

 

سلام . قبل از هرچیز پیشاپیش آغاز سال نو را به همه ی ایرانیان و به شما وبه خصوص به آقای حامد کمیلی تبریک می گم .امیدوارم این سال برای همه پر از موفقیت و شادی باشه.لحظه ی سال تحویل منو از دعای خودتون بی نصیب نذارید.

 

 

 

 

 

خبر جدید از کار جدید:«50 کیلو آلبالو» را با مایه‌های طنز اردیبهشت‌ماه سال آینده در تهران کلید می‌خورد.

 

 مانی حقیقی در چهارمین تجربه فیلم‌سازی بلندش این بار می‌خواهد «50 کیلو آلبالو» را با مایه‌های طنز با حضور بازیگرانی مانند ترانه علیدوستی و باران کوثری در کنار جواد رضویان بسازد.

 

فیلم سینمایی «50 کیلو آلبالو» که نویسنده آن فرهاد توحیدی است، به کارگردانی مانی حقیقی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان اردیبهشت‌ماه سال آینده در تهران کلید می‌خورد.

 

پیش تولید این فیلم هم‌اکنون شروع شده است و تا کنون حضور ترانه علیدوستی به عنوان بازیگر نقش اصلی زن و حامد کمیلی به عنوان بازیگر مرد قطعی شده است. باران کوثری هم در حال حاضر مشغول خواندن فیلمنامه است و هنوز حضور او قطعی نشده است اما نکته جالب توجه این جاست که گویا قرار است جواد رضویان هم در چند سکانس فیلم حضور داشته باشد.

 

فرهاد توحیدی فیلمنامه این فیلم را 3 یا 4 سال پیش نوشته ولی از آن تاریخ تاکنون هیچگاه فرصت ساختن آن پیش نیامد. تا این‌که مانی حقیقی تصمیم گرفت چهارمین کار خود را برخلاف سایر آثارش در قالب طنز با محوریت فیلمنامه توحیدی بسازد.

 

منبع:سایت تبیان

 

مصاحبه با زندگي ايده آل:

 

حامدکمیلی ازریسکهاوتجارب متفاونتش میگوید:

پیش ازاین بارهامرده ام!

میگویندشانس سراغ کسی رفته که استعدادش راداشته باشه.اگرنه این همه بازیگرو این همه علاقمندندکه برای چهره شدن می میرندامابین این همه چراحامدکمیلی بایدبیایدوبماند؟بازی فراموش نشدنی اش درنقش شیطان طنزپنهانش درپیامک.......وحالااولین سال حضورش درسینمانامزدجشنواره شدن ورفتن تاپای سیمرغ.همه شان رابه چه حسابی بایدگذاشت؟؟؟شانس؟؟؟؟اماشانس سراغ کسی رفته که..تازه خودش کمترین اعتقادی به بخت واقبال ندارد.اوگفته همه دارایی اش نتیجه طبیعی رفتاروافکارش است:بازتاب فرکانس مثبتی که سمت کائنات میفرستد.قضاوت آسان نیست.اماهمین ایمان اعتقادبه منشاهستی توانسته برای هرکه مایه رستگاری باشد.پس چرابرای اونباشد؟؟؟قرارمان بااودراستودیوی عکاسی پاکدل بود.روزی که مهدی پاکدل هم بودتاجمع اصفهانیا جمع باشد.حامدقبلاانقدر درقرارهایش بدقولی کرده بودوبامشغله زیادش چنان برای حرف زدن بدپاداده بودکه باورنکنیم اینبارهم بیاید!!!!!!اماآمد.فقط با1ساعت تاخیرکه درشلوغی وترافیک خیابانهای شب عیدتهران آنقدرهاهم زیادنیست...پیش ازاین هابهرام بارهاازشخصیت وحضورحرفه ای اش سرصحنه گفته بودومااینبارهمه رابه چشم دیدیم.درس آنطرف میزحرفمان راباباهمینها شروع کردیم باطفره هاورابطه دورادورشبارسانه ها.اواین بارگاردبسته ای نداشت ودرمصاحبه وقتگیری آسوده وصمیمی ازخودش گفت:کاردرسینما زندگی وعشق هایش.دعاکنیدگپمان خوب ازکاردرآمده باشدورضایتش رابرآورده کند.اگرنهاگراوبازهم لبخندش راازمطبوعات بگیردوبخواهدبه تنهایی هایش ادامه دهدکی میخواهداوراازلاک انزوا بکشدبیرون؟؟؟

سکوت مطبوعاتی ام یه جوراعتراض بود

اینکه اهل مصاحبه نیستم غلط است.شایداین برداشت بخاطرمدت زمان طولانی مصاحبه نکردنم باشد.اماواقعا2دلیل داشت:1-راستش ازمطبوعات کمی دلخوربودم2-مهمترانقال بوجودآمده درسیستم کاری ام بود:داشتم ازتلویزیون واردسینمامیشدم ودلیلی نمیدیدم قبل ازآمدن اولین کارسینمایی م روی پرده مصاحبه کنم.قبلااگرمصاحبه ای انجام میشدهمه دررابطه باکارهای تلویزیونی م بودامامدتی است که درحال تجربه فضای دیگری ازکارم هستم وبایداین فاصله زمانی بوجودمی آمدتاموضوع حرفهایم ازحالوهوای تلویزیون به سینماکشیده میشد.....سختی مصاحبه بامن راردنمیکنم اماعلت سختگیری های اخیرم همان دلخوری است.درهرگفت وگویی اعتماد2طرفه خیییلییییی بریم مهم است.وقتی هر2 به هم اعتمادمیکنیم بایدپاسخش رادرست وتمام به هم بدهیم...امامتاسفانه دربرخی موارداینجواب رانگرفتم!!حال کلابه مطبوعات بی اعتمادم.برایم بسیارمهم است که وقتی حرفی میزنم خصوصابیان دیدگاهم راجع به افرادمنظورم درست به خواننده انتقال ÷یداکند.بارهاپیش آمده که مطبوعات برداشت کاملامتفاوتی ازگفته هایم چاپ کردند.حقیقتابیشتربرداشت خودرامنتقل میکنندتامنظوراصلی من!!!خب نتیجه چنین مصاحبه هایی هم تعابیر اشتباهی است که درموردکاری که شدیدابرایش ارزش قائلم بوجودآمده وبدتردرباره افرادی که برایشان احترام زیادی قائل هستم.مطمئنم اگرشماهم جایم بودیدومصاحبه هایی به نامتان میدیدیدکه ازآنهابی خبریدواکنش نشان میدادید.مجلاتی رادیده که تیترزده اند:مصاحبه باحامدکمیلی..حال آنکه نویسنده خودش سوال کرده وازطرفم جواب هم داده!!!طبیعی است که برایم اصلاخوشایندنیست.پس لازم یدم اعتراضم رابه شکلی نشان دهم ومدتی ازدنیای مطبوعت دورشدم.البته این راهم فراموش نکنیدکه مهمترین دلیلم برای نزدیک به10ماه سکوت مطبوعاتی همان تغییرموقعییت فضای کاری م بودواینکه دراین مدت واقعابه دنبال علت صحیحی برای مصاحبه میگشتم چون فکرمیکردم اگرقراراست گفتگویی هم داشته باشم بایدبه بهانه خوبی باشد.این زمان فرصت خوبی هم بودکه به شکل یناراحتی م راازمطبوعات نشان دهم.

 

هنوزآنقدرحرفه ای نشدم

آدم خشک وسختی نیستم.شایددیرمصاحبه کنم اماوقتی هم این کارراانجام میدهم سعی کرده شرایط دوستانه ای برای طرفین ایجادکنم.وقتی هم گفتگوقبول میکنم که دلیلی برایش باشد.پیداکردنم کارسختیی نیست.امازمان کارموضوع فرق کرده و هیچ تلفنی راجواب نمیدهم.هنو زآنقدرحرفه ای نشدم که وقتی درگیرکارم بتوانم به چیزهای دیگرهم بیاندیشم ومعمولابه همین علت چه زمانی که نقش کوتاهی بازی کرده یانقش بلندفقط یک کا راقبول کردم چون فکر میکنم هنوزآنقدرحرفه ای نیستم که 2نقش راهمزمان بازی کنم.وقتی نقشی رابازی میکنم کاملادرگیرش شده وباآن زندگی میکنم.نقشم شرایط زندگی م راخییییلیییی تغییرمیدهدبه همین خاطرهم هست که تنهازندگی میکنم.حقیقتابانقشهازندگی میکنم باآنهاکه بازی میکنم چه مثبت وچه منفی.

 

عین پرش ازهواپیما

تنوع طلبی بسیارخطرناک است!!!اگردرام راخوب بازی میکنم وتماشاگرم راباخودهمراه میکنم ممکن است درطنزازدستشان بدهم ونتوانم همراهشان کنم.این ضربه است خصوصازمانیکه ازتوبه پشتوانه اسمت انتظارمیرودکه همیشه خوب باشی.همه راقبول دارم امازندگی رابرمبنای ریسک گذذاشته واین به من لذت میدهد.درست مثل وقتی که روی پل بلندی ایستاده ومیخواهی بپری آن هم فقط به اتکای طنابی که به پایت بسته ای..یاوقتی میخواهی باچترازهواپیمابپری!!!همیشه احتمال بازنشدن چترهست وتوفرودناموفقی داشته باشی امادراینهالذتی است که حاضرنیستی ازآن چشم بپوشی....

تماشاگررامحدودنمیکنم

فکرمیکنم گاهی صحبتم راجع به کارباعث محدودکردن ذهن تماشاگربه آنچه درذهنم می گذردمیشود درحالیکه بعضی کارهاواقعالازم دارندکه تماشاگربی واسطه به آنهافکرکرده تابه عنوان بازیگرتوانسته نگاه تماشاگروبرخوردش رابانقش حس کنمیعنی احساس میکنم بایدتماشاگر رارهاکردتاخودش باجنس نگاهش قضاوت کند.زمانهایی هم که سرکارنیستم فکرمیکنم بهتراست خودکارحرف بزندنه من بعنوان حامدکمیلی......

2اولین اتفاق فرخنده زندگی ام

امسال اولین باری بودکه درجشنواره فجرشرکت میکردم واولین باری هم بودکه فیلمی سینمایی بابازیم اکران میشدیعنی2اولین درکنارهم تجربه میکردم ودرکنارشان توانستم کاندیداهم بشوم که بایدبگویم خییییلیی خوشحال شدم واین اتفاق بسیارخوبی برایم بود:اتفاقی بزرگوفرخنده.....اینهاانگیزه م راخیییلیییی بیشترکردتانگاهی که دنبالش هستمراجدی تروبزرگتردنبال کنم.

عاشق ریسکم

تاکنون درموردچندانتخابم ریسک واقعی کردم:یکی اغمابود.درحالی پذیرفتمش که فقط چندقسمت ازفیلمنامه آماده شده بودونقشی رابازی میکردم که هیچ وجودخارجی نداشت وهیچ مابه ازای بیرونی نمیتوانستم برایش پیداکنم.شیطان درذهن هرکداممان به شکلی است وقراربودبه مردم بپذیرانیم الیاس شیطان است متافیزیکی رابه فیزیک تبدیل کنیم!!درصورتیکه فیلمنامه ای هم نیست وکاربرای ماه رمضان است!!!که حدوسطی نداردیابالامیروی یازمین میخوری....تنهاچیزی که به من جرئت داداعتمادبه مقدم وافخمی بود.درموردنقشی منفی ریسک بزرگی کردم.بااتمام فیلم واقعاازازاعتمادم به خودم افتخارکردم.

وسوسه برگشت به جعبه جادویی

همیشه گفتم سعی میکنم کارخوب راتاجایی که بتوانم ازدست ندهم.کتمان نمیکنم که حالا فکرم کاملادرگیرسیما شده وقصدمحک زدن بازی م درسینمارادارم امااین دلیل نمیشودکه نخواهم کارتلویزیونی انجام بدهم.تلویزیون رادوست دارم چون باقشری ازمردم درارتباط است که شایددرگیرسینمانباشندوخیال خداحافظی ازآن را ندارم.الان هم درصورت شرایط زمانی وکاری خاص آنهاراادامه میدهم.

تلویزیون سخت ترازسینما

سینماهمیشه ازایده آل هایم درزندگی بوده اماباوجودنامتعارف بودن میگویم کار تلویزیون سخت ترازسینماست چون بیننده بیشتری داردوگاهی مثلامیخواهیددرسریالی بازی کنیدکه قراراست30شب مداوم به عنوان نقش اول بامردم درارتباط باشید.بایدبتوانی نقش رابه مخاطب باورانده وطوری بازی کنی که بیننده30شب دنبالت بیاید یعنی سرهراپیزودخلاقیت ایجادکنی درشکل خندیدن وگریه ت.نقش همان است ویه شخصیت پردازی داردامانبایدبرای تماشاگریکنواخت شوی....جدای جذابیتی که قصه به تومیدهدتوهم بایدجذابیت هایی رابه نقش داده تاتماشاگرهمراهت شودحتی نقشهای منفی.همه اینهایک طرف ومخاطبان گسترده تلویزیون طرف دیگر.طیف متفاوتی ازمخاطبان:ازفردی درروستای دوردستی باکمترین امکانات تاآدمی که درخانه راحتش پاروی پاانداخته وآنرادنبال میکندتابازی ت رانقدکند....بایددرچنین پرانتزبزرگی مخاطبان راباخودت همراه کنی.بایددرچنین بازه ای ازنگاه های متفاوت وقتی که مخاطب خاص وعام داری بتوانی همه راراضی نگه داری واین اصلاکارآسانی نیست.

تجارب متفاوت به من قدرت میدهد

-کارهایت درسینما"تردید"و"2خواهر"وآخرین کارت هم"پسرآدم دخترحوا"که کارطنزی است واولین کارطنزت.به نظرمی آیدتوخیییییلیییی علاقمندبه بازی نقشهای متفاوت وتجربه اولین هایی...

بله.این همان چیزی است که درتلویزیون برایم رخ داد.در"به دنیا....."نقش پسری جنوب شهری رابازی کردم بعدکات خوردودر"پرواز..."اینبار به عنوان پسری که ازآمریکاآمده وحالاآدم کش است ظاهرشدم بعدهم اغماکه آخرنقش منفی است!سعی درتجربه شکل ونقش متفاوت دارم.معتقدم بازیگروقتی میتواندادعای بازیگری داشته باشدکه بتواندخودرادرپانرهای مختلف نشان دهد.این نگاه ازتئاتربامن بوده.....آنجاهم گاهی نقش کاملامثبت وگاهی خییییییلی طنزداشتم.دوست داشتم بدانم بیننده چطورهمراهم میشود میخنددیاگریه میکندحتی ازمن متنفرمیشود...اینهابه مو احساس قدرت میداد.

مخاطب سینماانتظاربیشتری دارد

یکی ازسختی های سینمادراین است که مخاطب سینمابرای انتخابش هزینه کرده وطبیعی است بادیدمنتقدانه تری نگاهت میکندوانتظاربیشتری دارد.قبول دارم که برآورده کردن این انتظارسخت است به همین دلیل تمام تلاشم رامیکنم که زمانی کاری انجام دهم که بدانم درقالبش میتوان حرف تازه ای زدیابه شکل تازه ای نگاهش کرد.برای مخاطبم احترام قائلم ودرسینما2چندان است.بینندهم اگرپای تلویزیون باشدخیییییلییییی راحت میتواندکانال راعوض کندامادرسینمابه من اعتمادکرده وهزینه کرده ووقت گذاشته.هرگزنمیخواهم به اعتمادش جواب عکس دهم.همین هم باعث شده که درانتخاب های سینمایی مبسیارظریف ونکته بین باشم.منتظرروی پرده آمدن 3کارم هستم تابادیدن بازخوردمردم بازی م رانقدکنم.

 

کیارستمی ازاسمش نترسید

کیارستمی به عنوان کارگردان بزرگی که دنیارویش حساب بازمیکندامسال بافیلمی تجربی درکن شرکت کرد.بااین کارقدرتش رااثبات کرد.فیلم خییییلی سروصدانکرداماریسک کردوبه همین دلیل درذهنم بزرگترشدچون جسارت به خرج دادبدون نگرانی ازاسمش وترسیدن.اودرهرکدام ازکارهایش شیطنتهای خاصش راداشته ونگاه های کاملامتفاوتی برای خود ایجادکرده.درمورداثرآخرش هم بایددرنظرداشت که کارگردانی هرقدربزرگ باشدهمانقدرخطربرای کارهای نامتعارفش سخت ترمیشود.وقتی اوبه خودچنین اجازه ای میدهدبرایم بسیارارزشمندتروقابل ستایش تراست.معتقدم بایدازاین کارهاوکارگردانان دفاع کرد.حتی درموردمقدم اوموضوعات متفاوتی راتجربه کرده:ازکارغیرمتعارف"اغما"تاطنز"پیامک...."این روحیه خیییییلیییی قابل تقدیراست.خیییلییی ازکارگردانانمان حاضربه تجربه نیستند.یکی ازدلایل محدودیت سینمایمان ترسیدن خیییلیییی ازکاگردانان ازتجارب مختلف است.شایدبه همین علت است که سینمای همیشه یک شکلی داریم وزیاددرگیر تغییروتحولات جدی عالم فیلمسازی نمیشویم....

بخاطرتنوع طلبی بازیگرشدم

درزندگی م شدیداریسک کرده م وعاشقش هستم البته همه شان جواب داده اند!!!به خاطرروحیه ریسک پذیری ترس رادرونم کشته ام واین روحیه شایدبه خاطراین است که ازیکنواختی بسیاردلزده میشوم.یکی ازدلایل دوست داشتن بازیگری تنوع درونش است...هربارنقشی رابازی میکنی ودرقالب زندگی های مختلف میتوانی چندبارزندگی راتجربه کنی.این به من قدرت میدهد.زندگی ونقشهای متفاوتی که قبل ازین بارهادرآنهامرده وزنده شده م...عاشق این تنوعم.

بازیگری یعنی آل پاچینو یعنی شان پن

کاربازیگرانی که سعی درحفظ موفقیتشان رادارنددرست ومنطقی است که این شکل تضمینی ازبازیگری ست وهیچکس نتوانسته نقدی به آن واردکندودرهالیوودوبالیوودهم همینطوراست....دراین بین بازیگرانی هم هستند که جاهایی گریززده وشکل متفاوتی راتجربه کرده اند.آل پاچینوکه واقعاعاشقش هستم یا شان پن....این شکل رامیپسندم نه بخاطرمنع سایرین بخاطرروحیاتم.

 

درزندگی خودم هستم

درزندگی شخصی م بازی نمیکنم.درجامعه آنقدربازیگرداریم که ازمدعیان هم حرفه ای ترند!فقط فرصت درربین راپیدانکردند.این حس دروجودهمه هست:وقتی عاشق میشوی همانطورکه معشوقت دوس دارد بازی میکنی....دلیلش علاقه است.بادلایل کاری ندارم رفتاراسمش بازیگری است.کاری که مال خودت نیست انجام میدهی.شکل انجام این رفتارخودآگاه یاناخودآگاه به هردلیل بازی است.لباس محبوب طرف مقابل رامیپوشی واسمش بازیگری است...همه روحیه بازیگری داشته امامن بخاطرکارم آنقدربازی میکنم که دیگراین حسم ارضامیشودبه همین خاطردرزندگی شخصی م خودم هستم وبازی نمیکنم.اگرکسی رادوست دارم واقعادوست دارم واگرهم ندارم که خب ندارم!!!هرچیزدرزندگی م مربودبه خودم است اماریسک ویپگی حامداست که باخودم به بازیگری م هم آورده م.درزندگی خودم هم ریسک کرده وشدیداعاشق تنوع وهیجانم:مثلابیش از1سال نمیتوانم ماشینم راتحمل کنم.خانه م هم بایدهرچندوقت یک بارعوض شود.موضوع رفاه طلبی ودنبال بهتروبیشتربودنم نیست فقط میخواهم همه چیزتازه شود.

لذت ریسک درخطاست

عدم موفقیت هم برایم تجربه است:اگردر"پیامک...."جواب نمیگرفتمحتمادرطنزبعدی سعی میکردم شکل دیگری کارکنم چون به هرعلت جایی ازکارم اشکال داشته وبایدبرطرفش میکردم.شایدیکی ازدلایل قدرت ریسکم بدلیل تئاتراست.درصدی ازریسک احتمال شکست است وگرنه کارمنطقی که اغلب جواب میدهد.ریسک همیشه درصدی خطابدنبال داردولذتش درهمین است.همین انگیزه ت رابرای تلاش خییییلیییی بیشترمیکند.وقتی درنقشی جواب میگیری ناخودآگاه درهمان تکرارمیشوی البته درشخصیت هاواسامی متفاوت چون تمشاگراینطوری دوستت دارد.وقتی سنت شکنی میکنی دیگرنمیتوانی آدم قبل باشی وهمین تورابه فکروخلاقیت بیشتروامیدارد.این چیزی است که دوستش دارم.

سفرعجیب وغریب

درایران خییییلییی سفرعیب وغریب داشتم:مثلازمانی برای کاری بایدهفته ای دربندرعباس می ماندم اماکارمک2روزه تمام شدوتمام روزهای باقیمانده رادر روستایی...فکرکنم بنام "کجیر"درخانه ای که به سختی ازمحلی ها اجاره کردم گذراندم.درحالیکه درشهرهتل خوبی برایم رزرو شده بود.زندگی درآجاآسان نبودامابااین حال بهترین تجربه زندگی م بود.انقدرآنجالذت بردم که مطمئنم اگردرآن هتل چندستاره بودم هرگزچنین لذتی درکارنبود.

 

رفاقت استثنای تنوع طلبی

استثنای زندگی م درباره ریسک پذیری وتنوع طلبی نسبت به آدمهای دوروبرم است.تعدادی دوست دارم که باشناخت بدست آوردمشان وسالهاست که باهمیم وروحیاتمان راکاملامیشناسیم.درخوشی هاوغم هاهمیشه باهمیم.درپیداکردن آدمهاوروابط جدیدحساسیت زیادی دارم.دوستانم انسانهای ثابت ومعینی اندالبته نه اینکه درموردپذیرش دوستی جدیدسختگیرباشم نه هرگزدرهای زندگی م رابه روی دوستی های جدیدنمیبندم اماهرانتخاب جدیدی هم بایدباشناخت باشد.

دیواری که مراازدنیاجدامیکند

-فکرنمیکنی روحیه ت باعث میشودکه مدام جنبه جدیدی ازشخصیتت بروزکندوباوجوداعتقادت به ساده بودن شخصیت پیچیده ای داری؟؟

فکرنکنم امابرخلاف میلم خیییلیییییی ازاطرافیانم مثل شمامعتقدند.هرکس دارای یک سری باورهاوبایدهاونبایدهاست.رفتارمان شایدتحت شرایطی تغییر کندامااعتقادات وهرچه که فردبه هردلیل به آن ایمان واقعی داردتغییرنمیکندرفتاری که انجام میدهی ناشی ازرفتارنشات گرفته ازاعتقادات درونی ت است.همیشه چیزی درونم است دیواری دورتادورخودم دارم که خییلییی به من نزدیک است ودرحقیقت محافظم است که درآن نشسته واحساس میکنم که این من وتنهایی هوخدایم راازدنیای بیرون جدانگه میدارد.اصولاآدم تنهایی م وعاشق آن.رازونیزهایم هم باخداتوی همین تنهایی هاست وهیچکس حق حضور درآن رانداردحتی نزدیک ترین افرادبه من.مستقیم ترین ارتباطم باخدا وشایدضربه پذیرترین جای زندگی م همینجاست به همین دلیل هم کسیجزخودم درآن راه ندارد وشایدیکی ازدلایل پیچیدگی م به این خاطراست که هیچکسشت دیوارم راندیده اماخارج ازآن باهیچکس تعارف نداشته وبازی هم نمیکنم.

-ودرونش؟؟

چیزخاصینیست فقط یک کودک که هرگزاجازه ندادم بزرگ شودوسیاست وارتباط باآن رایادنگرفته وفقط یک کودک است....وقتی دلش میخواهدگریه میکند عاشق میشودوفقط درلحظه زندگی میکند.این پیچیدگی شایدفقط مربوط به همین بخش وجودم باشد.

 

قدرت بچه ها

بم زلزله شدوخیییییلیییی مهیب بود.هزاران نفرمردندوهزاران خانه خراب شد.7-8روزبعدبه آنجارفتم وروی یک چیززوم کردم خانه های همه خراب شده بود چه پولدارچه فقیر همه افسرده شده گوشه ای نشسته بودندوگریه وعزاداری میکردندوغصه میخوردندامابچه هاچه کاری میکردند؟؟؟2روزاول گریه کردندوپس ازچندروزبازی جدیدی که یادگرفته بودندرا انجام میدادند زیرآوارهارفته واشیای متنوعی پیدامیکردندمیخندیدندباسنگ های آنجاقایم باشک بازی میکردندسنگی که ازسقف خانه شان افتاده بود!!!یاعروسکی راپیداکرده که همیشه آرزوی بازی باآن راداشتند.آنان لذت میبردندباآنکه همان مصیبت برسرشان آمده بود.کسانی که خییییییلییییی خوب توانستندخودراباآن وفق داده وبپذیرندش بچه های کوچک بودند.آنهابادیوارهای خراب برای خودخانه ساخته بودندوخاله بازی میکردندامابزرگترهاکه ادعای منطق فهم وشعوروروشنفکری میکردندغصه میخوردند.درزندگی عادی مان همینطوراست وقتی به مشکلی برمیخوریم خودرااذیت میکنیم.بچه ها وقتی بستنی میخواهندگریه میکنند.شایدهرگزآنرا به اوندهیم وبعدازچنددقیقه فراموشش میکند.همیشه غصه بدست نیاوردنمان را حمل کرده وحمال شکستهایمان هستیم به همین خاطر همیشه خم هستیم.

پشت میزنشینی هرگز

اگربازیگرنمیشدم بازهم بازیگر میشدم!!!کامپیوترخوانده م وعاشق برنامه نویسی ام اماهرگزآدمی که بخواهد پشت میزبنشیندنبودم.بازیگری نیازهایم رابراورده میکند.درکارم بارهابه دنیا به دنیاآمده وازدنیامیروم.نوشتن هم همین حس رابرایم داردبه وجودآوردن چیزی ازعم.به همین دلیل هم زیادمینویسم.

 

کودک درونم

باخاطره هایم زندگی نمیکنم فقط سعی درزنده نگه اشتن کودک درونم دارم واجازه نمیدهم رفتاربیرونی واجتماعی ام باعث ضربه خوردنش شودچون منبع تمام خلاقیت هاوالهام درونی ام همین کودک است.بزرگترین هنرمندانمان هم کسانی اندکه کودک درون زنده ای دارندوخییییلییی ها به تصویرش میکشند:مثل شاملوکه"دخترای ننه دریا"و"پریا"رانوشته..

-شابدروزی به چنان جایگاهی برسی....

نه!چرایک روزی؟؟؟؟حالاهم اززندگی باکودک درونم لذت میبرم.هیچ وقت منتظریک روزی جایی وقتی یاچیزی نیستم.ازلحظه لذت میبرم واحساس میکنم اگراحساس موفقیت میکنم بخاطرلذت از همه لحظه هایی است که باکودک درونم زندگی کرده م.

لذت بخشش

سعی میکنم بی واسطه عشق بورزم چون سعادت آدم رادراین میبینم.کارسختی است.دورازقضاوت دوست داشتن دشواراست.نمیدانم چرافکرمیکنم قاتلی وقتی ازصحنه جرم برمیگرددمیتواندجان بچه ای راازوسط خیابانی نجات دهد.دشمنی هایمان باکسی سرقضاوتهایمان ازاوست نه واقعیتش!!!همیشه انتظاراتمان ازآدمهاباعث میشودهمه چیزبهم بریزد.مثلادوست دارم زمان موفقیتم صمیمی ترین دوستم مثل من خوشحال شود.فقط کافی است که به خاطرمشکل شخصی درزندگی ش نتواندخوشحالی ش رابروزدهد همه چیزعوض میشود!انسان اشرف مخلوقات است یعنی چیزی داری که ازهمه بهتراست.بی واسطه دوست داشتن هم از خصوصیات انسان استوباتمام وجوداززندگی لذت میبرد.لذتی دربخشش هست که درانتقام نیست!!!معنی اش چیست؟؟؟؟اگرکینه ای نسبت به کسی داشتی اول خودت راتیره میکند.دروجودآدمیزادخودآگاه وناخودآگاه است.دوربافلانی دعوایت شده وفراموش کرده ای واصلابه آن فکرنمیکنی!!!امادرضمیرناخودآگاهت تاثیرگذاشته ودرگیرش کرده است.به همین دلیل می گویند به گذشته برگردوببخش.

 

شاملووفروغ وسهراب

کتب روانشناسی رمان وتاریخ رابسیاردوست دارم.سری کامل کتابهای وین دایررا خوانده م وهمینطورمورفی وجبران خلیل جبران.کتب زیادی هم ازپائولوکوئیلوخوانده م:مثلاداستایفسکی واستانیلاوسکی راخییییلیییی دوست دارم.دردوره ای هم نمایشنامه های زیادی میخواندم مخصوصاچخوف البته الان این مطالعه خیییلیی کم شده است.بین شاعرانمان عاشق سهراب شاملووفروغم.این3ازهم بسیاردورنداماوحدانیتی درهرسه وجود دارد.شکل اجرایی وبیانشان متفاوت است اماهر3 به منبع بی کرانی وصلندوازآن تغذیه میشوند.میدانیدچراباحافظ فال میگیرند وبرداشت کوته نگرانه ای ازآن میشود؟؟؟چون آنقدرشاعرقدرتمندوسمبلیک است که هرکس توانسته ازهرشعری برداشتی که میخواهدبکند.حافظ ومولانامعرکه اند.

به دنبال کوه وجنگل وبیابان

اهل سفرم.همیشه سعی میکنم به جاهای ناشناخته بروم!!البته مکانهای شناخته شده هم دراولویتند.درشمال روستایی بنام دشت بهشت محله ای است که هرگزنمیتوان باماشین رفت وبایدچندکیلومتری رادرجنگل پیاده روی کنی وبی نهایت بکر.زندگی شان از راه دامداری میگذردونمیدانی چه آرایشی دارد.ازسادگی لذت میبری.اگرلطفی هم به تومیکنندباتمام وجودبوده وخییییییلییی به تولذت میدهد.طبیعت گردی کوه وجنگل نوردی وبیابان راخییییلیییییییی دوست دارم چون منبع ابهامات وناشناخته هاست وپرازغافلگیری هاست.

این قانون طبیعت است

قانونی درطبیعت است بنام کارما:هرچه به طبیعت بدهی چندبرابرش رادریافت میکنی.این اطلاعات راازجایی گرفتم وبه آن عمل کردم.اطمینانم به آن باعث شدبه آن برسم.به این جمله بسیارزیادمعتقدم که امروزت همان فکری است که دیروزکرده ای وفردایت چیزی است که امروزبه آن فکرمیکنی.به شانس اعتقادی ندارم.اعتقادبه شانس وقضاوت زمانی اتفاق می افتدکه بخواهی مسئولیتت رابرسراتفاقاتی که درحیطه زندگی ات رخ میدهدبگذاری.پس تعریف ازقضاوقدراین میشودکه یکدفعه زندگی تورابه هم میریزدامااین هاری اکشن هایی است که پیش ازاین به کائنات فرستادی.همیشه میگویند وقتی سیاهی برزندگی تان سایه افکنده چشمانتان راازآن دریغ نکنیدچون نوری پیدامی کنید.

 

هنوزآمادگی ازدواج ندارم

درازدواج معتقدم طرفین بایدبه تنهایی هم احترام گذاشته وساعات وروزهاییدرهفته همدیگرراتنهابگذارند.هرآدمی نیازبه خلوت داردواصولازمانی که خسته میشویم بااین تنهایی دوباره میتوانیم به آرامش برسیم.خیییلیی اززندگی هازمانی به بن بست رسیده که انسانهاازتنهایی شان فاصله می گیرند.جبران خلیل جبران میگوید:هیچ وقت نگوییدمن توام وتومنی!!!!همیشه بگذاریدمیان باهم بودنتان فاصله ای باشد.سروکنارصنوبرنمی بالد.یک معبدزمانی پابرجاست که ستونهایش بافاصله ای ازهم درکنارهم باشند"زمانی که به هم بچسبندیک طرفش پایین می آید.یک زوج بایدشبیه یک پازل باشند.2تکه پازل شبیه هم نیستندامایکدیگرراکامل میکنند.زمانی بایدازدواج کردکه روحیه مسئولیت پذیری باشد خودخواهی هم نباشد.هنوزآنقدرمسئولیت پذیرنشدم.برای خوداهدافی داشته که بایدبه آنهابرسم وبعدبه ازدواج فکرکنم.فعلابه آن فکرنمیکنم.عشق به سراغ آدم آمده ونمیتوانی منکرش شوی.عشق زاده تفکرواراده نیست وهرگزنمیتوانی برایش بایدونباید تعیین کنی.هدف رادریاقراربده واحساست راآبی بدان که بخواهدبه دریا برسد.عقل هم بسترخشک رودخانه است.بایداحساس رادرهاله ای ازعقل قراردادتادرست به هدف برسد.

موسیقی آرامم میکند

درتنهایی سعی میکنم زمانم رابه خواندن یانوشتن بگذرانم.میخوانم چون بایدبخوانم وفیلم میبینم چون بایدببینم وکارهای شخصی که آرامم میکند:شب زنده داری میکنم موسیقی گوش میکنم چون بسیارآرامم میکند.درگوش دادن آن هم خودم رامحدودنمیکنم:مثلاسنتی وپاپ رادوست دارم درشرایط خاص خودوزمانهای خاص خودازموسیقی شادلذت میبرم درعین حال راک هم گوش میکنم.علاقه قلبی م به سبک کلاسیک است وبه همین علت هم پیانومینوازم.قبل ازورودبه فضای تصویراین علاقه راهم دنبال میکردم وپیشرفت کرده بودم اماگرفتاری زمانی دربازیگری بسیارزیاداست.

بسکتبالیست سابق حالااسکی میکند

ورزش رادرحدتفریح انجام میدهم ومتاسفانه نمیتوانم به طورتخصصی انجامش دهم چون به لحاظ زمانی دچارمشکل میشوم.دراصفهان درنوجوانی عضوباشگاه بسکتبال ذوب آهن بودم.کمی هم ورزش رزمی کارکردم وتاکمربندمشکی همجلورفتم.اسکی وشناراخییییلیییی دوست دارم اما امسال نتوانستم اسکی کنم. 

پشت صحنه

دیدارباحامدکمیلی ومهنازافشارپشت صحنه فیلم رامبدجوان

آقای آدم خانم حوا

خبرکارگردانی دومین فیلم سینمایی رامبدآنقدرجذاب ومهیج بودکه نتونستیم ازکنارش ساده بگذریم...اماجاتون خالی نباشه گرفتن گرفتن گزارش پشت صحنه ازآن کلی پیچیده ومشکل سازشد:مثل پیداکردن لوکیشن که راه ساده ش راپیچیده کردیم.!!!البته بماندکه فیلم هرروزبااتفاقات مختلف روبه روبوده:ازشکستن پای کارگردان تاتغییرفیلمبردارو...بالاخره میتوانیدگزارشمان را ازدومین فیلم سینمایی رامبدبخوانید:

اختلاف برسرشهرموشها

جوان باتیپ اسپرتی پشت دوربین نشسته وازمقابل اتاقی که افشاردرآن بازی میکندبرهمه چیزنظارت دارد.افشارشال سبزبه سرداردوروی صندلی چرخدارازپشت میزتکان میخوردوهمزمان میگوید:اونی که بهت زنگ میزد توگوشیت فوت میکردبیاازش شکایت کنیم خودم وکیلت میشم وپولم نمیگیرم."اوکه حالابه وسط اتاق آمده ادامه میدهد:"خداروشکرکه همه باهم خوبیم"رامبدباشنیدن این دیالوگ بداهه بلندمیخندد!افشار:"خوبه؟؟بگم؟"رامبد:"آره حتما"بعدازضبط مجددافشا:"چطوربود؟؟"جوان تاییدمیکند.آتوساقلم فرسایی کناررامبدنشسته وباهم راجع به پلانهاحرف میزنند.گروه باافشارمشغول صحبت درباره شهرموشها وشخصیت هایش میشوند!!!این بحث تاجایی ادامه پیداکرده که برسراسم بعضی موشهااختلاف نظرپیش میآید...حامدکمیلی به مظفری زنگ زده ومیگویددرراه رسیدن به لوکیشن استومیخواهدناهارراباگروه باشد.

 

کارگردان بااخلاق

جوان کارگردان بااخلاق بسیارصبوروخوش برخوردی است.باهمه میگویدومیخنددوجالب اینکه شیطنتهایش راهنوز هم درمقام کارگردانی دارد وقتی ازاین فکرمان مطلعش میکنیم میگوید:"درسته که کارگردانی میکنی امانباید مشارکت وحتی مشورت با گروهتو ازدست بدی البته تو4چوب خاص فیلمنامه وکار."راجع به فیلمش میگوید:"قراره قصه بخشی از زندگی4نفروروایت کنه که2به2باهم درتعاملن قصه اصلی باحامدوافشایش میره وقصه بعدی باخدادادوخودم"حامدکمیلی اولین کارطنزش راتجربه میکندموفق بوده؟؟رامبد:"حامداستعدادخوبی توطنزداره ضمن اینکه بسیاربااخلاقوباانگیزه ست وکارگروهی رو درک میکنه."درباره افشارمیگوید:"خیییلییی بازیگرباهوشیه واونقدرسریع منظورتواجرامیکنه که کارگردان کیف میکنه."گفت وگویمان تمام شده واوباید2باره جلومانیتورش نشسته واکیپ رااداره کند......گروه مشغول صرف ناهارند...درحیاط حامدرامیبینیم که باماشینش وارد شده وپس ازگپی باروابط عمومی به دیگراعضا می پیوندد.ماهمس ازخداحافظی رامبدودوستانش راترک میکنیم.

 نظر بدین



نوشته شده در تاريخ شنبه یکم فروردین 1388 توسط ailin |
سلام اگه حوصله داشته باشم پست جدید میذارم وگرنه این آخرین پستمه:

چه زيباست به خاطرتو زيستن  و براي تو ماندن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن ، براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن . اي کاش مي دانستي بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست .


 101373


صدايم خيس و باراني است نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است


 


ماه و نا بينا 


نابينا گفت : دوستت دارم


ماه گفت : تو که مرا نمي بيني ..... چگونه مرا دوست داري ؟


نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما اکنون عاشق خودت هستم .


 


عشق کنار هم ايستادن زير باران نيست .... عشق اين است که يکي براي ديگري چتر بشه و ديگري هيچ وقت نفهمه که چرا خيس نميشه .


 


دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم ولي به تو احتياج !

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

 

 101373


مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم

 

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 

 


شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

 

عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست

 

 


 من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من...که با آن عالمي دارم!

 

 


قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد... ايستادن بر روي دو پا آن لحظه كه...به زمين خوردم!!!

 

 


به او بگوييد دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد، و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

 

 

کسي هست درين شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهي غريبانه به راهت مبادا که نيايي...

 

 


آنقدر رفته اي که تمام درهاي باز مانده به ياد تو روي پاشنه هاي انتظار پوسيده اند...

 

 


خنديدم ، خنديد ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گريه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

 

 


 به او بگوييد دوستش دارم، به او که صداي پايش را ميشنوم، به او که لحن کلامش را ميشناسم ، به او که عمق نگاهش را ميفهمم، به او که .....

 

 


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 

 

 معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

 

 


به او بگوييد دوستش دارم، به او که گل هميشه بهارمن است، به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

 

 

کاش زندگي شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند

 

 


یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!

 

 

برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!

 

 


از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!

 

 

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....

 

 

 

 

محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم

 

 


وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

 

 


نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

 

 

دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

 

 

 

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 

 


 سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

 

 

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

 


ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...

 

 

 

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

 

 

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...

 

 


اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....

 

 


ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...

 

 


اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...

خداحافظ

نظر بدین



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط ailin |
سلام مطلب این آپ درباره ی حامد کمیلی نیست ولی درباره ی عشقه که با حامد فرقی نداره!!!!!!!!!!!!!!

در انسان چهار منطقه بسیار کوچک مغزی وجود دارد که محققان می گویند اینها مدار عشق هستند.

یک توصیف و توجیه غیر شاعرانه این است که عشق اصولا توسط تصویر ذهنی، هورمونها و ژنتیک درک و دریافت می شود. حساس ترین این مدار نقطه به تگمنت شکمی است که در رابطه با فردی که عاشق شده، قابلیت بازسازی تصویر معشوق را میسر می کند. سلولهای این منطقه دوپامین ساخته و به نقاط مختلف مغز مخابره می کنند. محققان معتقدند که عشق مانند ماده شیمیای در مغز عمل می کند، مثل ماده مخدر.

عشق رمانتیک یک نوع اعتیاد است، اعتیادی جالب و جذاب وقتی که همه چیز به خوبی اتفاق می افتد و اعتیادی وحشتناک زمانی که عشق ناکام می ماند. مردم برای عشق می میرند و دست به قتل می زنند. ارتباط عشق به ماده مخدر تشبیه چندان جالبی نیست. عشق چیزی شگفت و متعالی است که دلایل مخصوص به خود دارد.

عشق ما را در کنار یکدیگر قرار می دهد. اما همیشه هم این طور نیست. محققان مغز افرادی که در عشق ناموفق بوده اند و به عبارتی دل شکسته را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. این بار نقطه ای دیگر از مدار چهار گوشه عشق که بیشتر در ارتباط با اعتیاد است نقش داشته . این افراد شواهدی از میل و عطش شدید را نشان می دادند، عطش و میلی مشابه به کوکائین.

دانشمندان با تحلیل و اسکن مغز زوجهایی که حتی بعد از 20 سال از زندگی مشترک همچنان روابط عاشقانه خود را حفظ نمودند متوجه شدند که دو منطقه مدار عشق این افراد فعال است.مناطقی که تولید هورمون کاهنده استرس می کنند(سروتونین) . این مناطق تولید احساس ارامش می کنند.

دانشمندان با این مطالعه خواسته اند عملکرد مغز را در این ارتباطات بهتر درک کنند و حتی با تولید موادی مشابه آنچه در هنگام عاشقی تولید می شود به بهبود روابط کمک کنند.

راستی دو نکته دو تا رمانم تموم شد که یکی شو به یه ناشره دادم اسماشم عاشقای برعکس و عشق جاویدانه .نکته بعد ی هم نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظر یادت نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 توسط ailin |


 

 

 

پخش مستند تلویزیونی شوک 18و21و23 اسفند ساعت ۱۹ به مدت ۳۰ دقیقه از شبکه سه
گزارشي از ويژه برنامه‌هاي نوروزي شبكه‌ي اول

پخش دوباره «پيامك از ديار باقي»


شبكه اول سيما در كنار پخش سريال نوروزي «اشك‌ها و لبخندها» به كارگرداني حسن فتحي، سريال‌هاي «پيامك از ديار باقي» و مجموعه نمايشي «بيست» را هم هر روز به روي آنتن مي‌برد. اين شبكه هم‌چنين مجموعه‌هاي مستند «شرق ديوار آفتاب» و «دردانه‌هاي خليج فارس» را هم براي نوروز در نظر گرفته‌است.


به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سريال تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» نوروز امسال از شبكه اول پخش مي‌شود. اين سريال براي نخستين بار نوروز 87 از اين شبكه پخش شد و اتفاقا به دليل طرح مقوله چند همسري با حرف و حديث‌هايي هم همراه بود.


در سريال «پيامك از ديار باقي» كه توسط سيروس مقدم كارگرداني شده‌است، بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، افسانه بايگان، شيلا خداداد، حميد لولايي، رضا شفيعي جم، حامد كميلي، نادر سليماني‌فرد، سروش گودرزي، آرام جعفري، رامين راستاد، سوسن مقصودلو، افشين سنگ چاپ، فخرالدين صديق شريف، عزت‌الله مهرآوران، رضا بنفشه‌خواه و كريم قرباني ايفاي نقش كرده‌اند.


اين سريال كه توسط سيدامير سيدزاده بر اساس فيلمنامه‌اي از محسن تنابنده تهيه‌ شده، قصه زندگي مردي به نام منصور سيم‌خواه است كه به شدت بدهكار است و طلبكاران بسياري به دنبال او هستند. علاوه بر اين او با بحران خانوادگي نيز روبه‌روست و اين فشارها آنقدر زياد مي‌شود كه در نهايت تصميم مي‌گيرد نقشه عجيبي را اجرا كند.


سريال «پيامك از ديار باقي» در ايام نوروز در قالب سيماي شبانگاهي شبكه اول سيما به روي آنتن مي‌رود و ساعت پخش آن 40 دقيقه بامداد است. شبكه اول سيما همچنين در ساعت سه بامداد و پس از پخش سريال، يك فيلم سينمايي پخش خواهد كرد.
 
با حضور كميلي، شجاع كاوه، راستاد و ...
سري دوم «شوك» با موضوع اعتياد به روي آنتن مي‌رود

خبرگزاري فارس: سري دوم مجموعه مستند «شوك» به تهيه كنندكي «فرشاد شكيبي» با موضوع اعتياد از تلويزيون پخش مي‌شود.

فرشاد شكيبي در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس با اعلان اين خبر كه بخش دوم مستند شوك با موضوع اعتياد در سه روز پاياني هفته جاري روي آنتن مي‌رود، گفت: اين مستند در روزهاي 14، 15 و 16 اسفندماه از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
وي افزود: اردلان شجاع كاوه، حامد كميلي، رامين راستاد و پويا اميني از جمله هنرمندان حاضر در سري دوم از مستند تلويزيوني شوك هستند.
تهيه كننده شوك با تاكيد براينكه نوع پردازش مقوله اعتياد در مستند شوك كاملا متفاوت از ديگر كارهايي است كه در اين مورد ساخته شده، اظهار داشت: تمام تلاش عوامل سازنده مستند شوك اين بوده و هست كه اين برنامه بر اساس مصداق‌هاي واقعي ساخته شود و بتواند در مسير ريشه كن كردن مفاسد و معضلات اجتماعي قدم‌هاي موثري بردارد.
فرشاد شكيبي، بهراد صاحبقراني و مهرداد متولي به عناون كارگردانان و محمد صادق زماني مديريت توليد مستند شوك را برعهده دارد.

 

نقد هایی از تردید:پایین ترازانتظار
معمولادراقتباس یک جوربرگردان بصری ازمتن شکل میگیردودرواقع درعین وابستگی به مرجع میل به ساحت مستقل هم درکاراست ولی درتردیدشخصیت های اصلی داستان خود درصددکشف شباهات های موقتی شان به ماجرای هملتندوهمین روندبه وضعیتی منجرمیشودکه پرده آخرهم یکی ازمحورهای ساختاری کاربود :نمایش درنمایش بااین همه فیلم دوم واروژ به موفقیت پرده آخرنمیرسدوبه دلایلی نظیرپرگویی های نیمه نخست ونیزآشفتگی های فصول انتهایی لکنت وکش پیدامیکندکه اگرچه خوش ساختی اثر راتامرزنابودی پیش نبرده وتنهاخدشه هایی به فیلم خوبی واردمیکندامادرهرحال فروترازانتظارمخاطب ظاهرمیشود

پژواک ادبی
انتظارازکارگردانانی که فیل اولشان اتفاق خجسته ای بوده دروردکاربعدی بیشتراست وبه هین دلیل می توان تردید راازین منظرستودکه نسبنبه پرده آخرپیشرفت محسوسی چه درنحوه اجراوچه درانتخاب موضوع درآن دیده میشودبه همین دلیل نقص های فیلم مقابل تلاش کارگردان برای هرچه بهترکردن برداشت ایرانی اش از هملت آن هم باامکانات کمو محدودچندان به چشم نیامده وخللی درلذت ازطراحی صحنه ولباس وفیلمبرداری وتدوین خوب فیلم بوجودنمی آورد درنیمه اولش به گونه حساب شده ای عناصرهملت رادرفضایی ایرانی میچیندامادرنیمه دوم که کاراکترهامتوجه شباهت اتفاقات باوقایع هملت میشوندکاربه سوی نوعی شک به شکل اتفاق افتادن تراژدی رفته تا متذکرشودکه ذات تراژیک وسوگ مایه زندگی که ازنمایش تقلیدمیکندحتی با جابه جایی وقایع دگرگون نمیشود...

فیلم جای تحلیل زیادداردومیتوان سرفرصت به نکات جذابی اشاره کرد:استفاده ازسینمای تعطیل وآن گنجینه فرهنگی نهفته درانبرکه گردگیری غبارشان واستفاده ازپیانوی سینمای صامت به شکلی انعکاس بازخوانی ازآثارمهم هنری ودرصدرش خودهملت و وصف حال بودن درون مایه های این آثاراست یاتله موش ها وموش که ازعناصر هملت اندکه درکل فیلم بدان اشاره شده وباقی نکت که مجال دیگری برای تحلیل میطلبد

هملت واهل هوا
خلیفه ازمیان "اهل هوا"یاشاید"صافی ها"ازراه میرسد هوایی ومرکب بادشده واین باد بادجن ومشایخ و....نیست روح پدرسیاوش است وبرای گفتن حثیقت آمده شایدبزرگترین تدبیرواروژبرای تطبیق تردیدوهملت استفاده ازاین سنت عجیب ودیگرنه چندان ناآشنای جنوب ایران باشد ربط غریبی که ماجرا را ازوقوع درسطح یک شاهکارآشنای ادبیات جهان نجات میدهد درادامه تلاش اشخاص برای مقاومت برابر آنچه راوی رقم زده وتماشاگر انتظارش را داردبرگ برنده فیلم است نکته قابل توجه دیگراین است که فیلم نامه نزدیک به2دهه قبل نوشته شده این فاصله زمانی غیرعادی میان نگارش وتولیدتاحدودزیادی موجه رکود درخط داستانی بسیاری از کنش هاست....

هملت ایرونی
نسخه ایرانیزه شده هملت به رغم ساختارخوب وجذابیت هایش شایدازآن جهت موردتوجه قرارگرفته که واروژپس از17سال ازساخت واکران فیلم اولش پشت دوربین این پروژه رفت ویکسالی هم درروندتولیدش وقفه افتاد البته این امرموجب نمیشودتاارزشهایش رانبینیم بویژه آنکه وقفه پیش آمده منجربه تغییربازیگرنقش گارو ملکیان ازفروتن به حامدکمیلی شدوبابازیگرمناسبتری مواجه شدیم که خوب هم ازعهده نقش برآمده است تردیدزمانی شروع شده که مرگ پدرسیاوشخودکشی قلمدادشده
  ماه بعدازاین شوک بزرگ او باشوک دیگری مواجه میشود ومیفهمدکه مادرش قصدازدواج باعمورادارد سرگشتگی اوازین اتفاقات ازسویی عشق به مهتاب وبالخره رازهای پنهانی که طی ماجراهایی براوآشکارمیشود ازسوی دیگردست به دست هم داده تابراساس هملت آدمهای اطرافش رابه جای آنهاگذاشته وازحقایق تلخی آگاهی یابد

 

نمایش فیلم‌های منتخب جشنواره فجر در حوزه هنری
16 فیلم منتخب بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از 12 اسفندماه در تالار اندیشه حوزه هنری به نمایش درمی‌آید.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم‌های منتخب بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر از 12 اسفند در چهار سئانس 16-14، 18-16، 20-18 و 22-20 در تالار اندیشه حوزه هنری نمایش داده می‌شود.

برابر با برنامه "درباره الی" اصغر فرهادی دوشنبه 12 اسفند، "تردید" واروژ کریمی مسیحی سه‌شنبه 13 اسفند، "دلخون" محمدرضا رحمانی چهارشنبه 14 اسفند، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده پنجشنبه 15 اسفند، "یک وجب از آسمان" علی وزیریان جمعه 16 اسفند، "زادبوم" ابوالحسن داوودی شنبه 17 اسفند و "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی و "امشب شب مهتابه" محمدهادی کریمی یکشنبه 18 اسفند در حوزه هنری روی پرده می‌روند.

همچنین "بی‌پولی"حمید نعمت‌الله دوشنبه 19 اسفند، "به کبودی یاس"جواد اردکانی و "عیار 14" پرویز شهبازی سه‌شنبه 20 اسفند، "پستچی سه بار در نمی‌زند" حسن فتحی چهارشنبه 21 اسفند، "سوپر استار" تهمینه میلانی پنجشنبه 22 اسفند، "اخراجی‌ها 2" مسعود ده‌نمکی جمعه 23 اسفند، "خروس جنگی" مسعود اطیابی شنبه 24 اسفند و "بیست" عبدالرضا کاهانی یکشنبه 25 اسفند به نمایش در‌می‌آیند.

با تشکر از موناجون

   




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1387 توسط ailin |
تردید بهترین فیلم و اصغر فرهادی بهترین کارگردان بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

حامد کمیلی در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

 

 


ترديد» واروژ كريم مسيحي براي اكران عمومي حدود 20 دقيقه كوتاه مي‌شود.

سعيد سعدي تهيه‌كننده اين فيلم كه در جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت 3 سيمرغ شد و عنوان بهترين فيلم را كسب كرد، در گفت‌وگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين مطلب گفت: زمان فيلم بالا است و براي اكران مشكل داريم و تصميم گرفتيم زمان آنرا كمتر كنيم.

وي زمان اكران فيلم را اكران دوم و يا سوم سال آينده عنوان كرد.

سینمای ما – تعدادی دیگر از سیمرغ‌ها اعلام شدند. برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ کارگردانی و بهترین فیلم به این شرح است:
برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ بازیگر کارگردانی
لوح تقدیر به عبدالرضا کاهانی برای فیلم بیست
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و خودروی مینیاتور برای فیلم درباره الی به اصغر فرهادی

برنده سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلم
سیمرغ بلورین بهترین فیلم و خودروی مینیاتور به سعيد سعدي برای تردید

برنده سیمرغ زرین بخش نگاه ملی
سیمرغ زرین نگاه ملی و خودروی مینیاتور به ابراهیم اصغری و جواد اردکانی برای به کبودی یاس
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به ابولحسن داوودی برای زادبوم
پلاک طلای جشنواره به همراه جایزه 50 میلیون ریالی به امسعود نقاش زاده برای کودک و فرشته

برنده سیمرغ بلورین بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و خودروی مینیاتور به طور مشترک به مصطفی شایسته برای بی‌پولی و اصغر فرهادی و مسعود رضوی برای درباره الی


فیلم‌های با آرای بیش 50 درصد به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
اخراجی‌های 2
20
بی‌پولی
پستچی
درباره الی
دلخون
زادبوم
سوپراستار
شبانه‌روز
وقتی همه خوابیم
 
 
واروژ کریم مسیحی دومین سیمرغ را هم دریافت کرد
سینمای ما –سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به کارن همایونفر برای زادبوم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین
سیمرغ بلورین بهترین‌ تدوین به همراه یک دستگاه خودروی پراید به بهرام بیضایی و سپیده عبدالوهاب برای وقتی همه خوابیم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن
سیمرغ بلورین بهترین‌ موسیقی متن به همراه یک دستگاه خودروی پراید به کارن همایونفر برای زادبوم.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمبرداری به همراه یک دستگاه خودروی پراید به مرتضی پورصمدی برای شبانه‌روز.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه اقتباسی به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به واروژ کرم مسیحی برای فیلمنامه تردید.

برندگان سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه
سیمرغ بلورین بهترین‌ فیلمنامه به همراه یک دستگاه خودروی مینیاتور به فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي برای فیلمنامه زادبوم.

ابوالحسن داوودي: ما با فرید مصطفوی از سال 52 با هم هم‌دانشگاهی بودیم و مسئول بازبینی تلویزیون برای اولین کارمون 272 اشکال گرفت. امیدوارم کم اشکال‌تر شده باشیم.


 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، برخي از حواشي مراسم پاياني جشنواره به شرح زير بودند؛
- خبرنگاران و اهالي رسانه نخستين ميهمانان اختتاميه بودند كه در سالن حضور پيدا كردند و چون جايگاه رسانه‌ها در جوار درب ورودي بود ورود و خروج هيچ يك از حضار از چشم آنها پوشيده نمي‌ماند.
- هنگام اجراي موسيقي توسط سالار عقيلي، تقريبا نيمي از حضار به بيرون سالن رفتند كه در هنگام بازگشت با صندلي‌هايي رو به رو مي‌شدند كه ديگر تماشاگران پر كرده‌اند.
- عليرضا خمسه كه در ميانه برنامه سالن را ترك كرده بود براي بازگشت به جاي خود از ميان خيل تماشاگراني كه روي زمين نشسته بودند گذشت و يكي از تماشاگران كه از كنارش مي‌گذشت، پيش از اعلام جوايز به او تبريك گفت.
- باران كوثري كه كمي دير به مراسم پيوست براي پيدا كردن صندلي دچار مشكل شد و با همكاري برخي از سينمادوستان، روي يكي از صندلي‌ها نشست. نكته جالب اين بود كه يكي از تماشاگران برنامه مكررا با موبايلش از او فيلمبرداري مي‌كرد!
-صحنه اختتاميه از لته‌هايي با طرح‌هاي اسلامي ساخته شده بود و از خلال آن اعضاي هيأت داوران بخش‌هاي مختلف كه به انتظار اعلام اسامي‌شان براي روي سن آمدن بودند، ديده مي‌شدند.
- رضا عطاران و همسرش فريده فرامرزي با نيكي نصيريان (بازيگر خردسال سريال بزنگاه) در مراسم حاضر شدند. نصيريان، درتمام طول مدت برگزاري مراسم شيرين زباني مي‌كرد و هم رديفي‌هايش را مي‌خنداند.
- تمام برگزيدگان از طرف راست صحنه، از سمت چپ از سن پايين مي‌رفتند و مقابل دوربين عكاسان مي‌ايستادند و با جوايزشان عكس مي‌گرفتند.
- بيشترين شور و شوق هنگامي در سالن ايجاد شد كه شهاب حسيني به عنوان بهترين بازيگر مرد معرفي شد.حسيني پشت تريبون چند لحظه‌اي سكوت كرد و سرش را پايين انداخته بود به حدي كه همه فكر كردند اشك مي‌ريزد.
- بهرام بيضايي كلمه‌اي هم در مراسم صحبت نكرد و فقط جلوي دوربين عكاسان در كنار سپيده عبدالوهاب ايستاد. بيضايي به همراه مژده شمسايي و فرزندشان آخرين كساني بودند كه پس از بسته شدن درها وارد شدند.
-در طول برگزاري مراسم درها بسته بود و اگر كسي از سالن خارج مي شد يا ديگر امكان ورود نداشت.
- مراسم با 20 دقيقه تأخير برگزار شد.
- هنگام اعلام جايزه يك دستگاه خودرو مينياتور حضار ابراز احساسات مي‌كردند كه مجري درخواست كرد ديگر براي مينياتور دست نزنند.
- در بخش بهترين بازيگر مرد، شهيدي‌فر اعلام كرد كه ضمن تقدير از بازي شهاب حسيني در فيلم«درباره الي» اين جايزه تعلق مي‌گيرد كه دوباره حضار فرياد زدند شهاب حسيني. مجري پاكت حاوي نام برنده را جلوي دوربين مراسم گرفت تا هم حضار با هم نام او را بخوانند ولي در نهايت با ايجاد هياهو در سالن او خود، نام شهاب حسيني را خواند.
- شهيدي‌فر با تمامي داوراني كه روي صحنه آمدند، دست مي‌داد.
- مرتضي رزاق‌كريمي مدير اجرايي مراسم در طول برنامه با موبايل صحبت مي‌كرد و حسابي درگير اجراي مراسم بود.
- هنگام اعلام نام «سامان استركي» براي دريافت ديپلم افتخار بهترين كارگردان فيلم اول و دوم، رضا عطاران برايش سوت مي‌زد.
- مجري برنامه به دليل تعدد ديپلم‌هاي افتخار فيلم‌هاي اول و دوم، خطاب به داوران گفت: الهي هميشه داور باشيد.
- مراسم به صورت مستقيم از شبكه دوم سينما، سينما فلسطين، پرديس سينمايي ملت، راديو تهران، راديو ايران و اينترنت پخش مي‌شد.
- در بخش‌هاي نخستين مراسم، هيچ يك از برگزيدگان صحبت نكردند كه اين مجري را واداشت تا يادآوري كند ميكروفن روي سن براي صحبت‌هاي احتمالي برگزيدگان گذاشته شده است.
- مجري كه مدام در حال آمد و رفت بود،گفت: من چندتا كار را با هم مي‌كنم به همين خاطر زياد رفت و آمد دارم.
- حامد كميلي يكي از كانديداهايي بود كه بسيار مورد تشويق حضار قرار گرفت.
- محوطه تالار بزرگ كشور پس از پايان مراسم شلوغ بود و منجر به ترافيك خيابان فاطمي شد و بيشتر برگزيدگان براي پيداكردن ماشين سواري، مسافتي را پياده‌روي مي‌كردند.
- مجيد مجيدي عضو هيأت داوران گهگاه چيزهايي را در گوش شهيدي‌فر تذكر مي‌داد.
- به طرز شگفت آوري حضار براي هريك از كانديداها ابراز احساسات مي‌كردند. با جيغ و داد و تكان دادن دست از سوي تماشاگران، ديگر احتياجي به تأكيد مجري براي تشويق نبود.
- به نظر مي‌رسيد حضار سالن از اسامي برگزيدگان خبر دارند، چون با اعلام اسامي كانديداها با صداي بلند اسم برنده را مي‌گفتند.
-حضور محمود فرشچيان در اين مراسم اتفاق ويژه‌اي بود.
- كارن همايون‌فر، مهتاب كرامتي، حسن زاهدي و بهرام بيضايي بدون هيچ صحبتي و در عين آرامش جوايزشان را دريافت كردند.
- افتادن ميكروفن عليرضا خمسه و عكس گرفتن علاقمندان سينما با ليلا حاتمي و علي‌ مصفا از ديگر حواشي اختتاميه بود.
-عزت‌الله انتظامي، تهمينه ميلاني، پرويز پرستويي، حامد بهداد، اصغر فرهادي،پگاه آهنگراني، ترانه عليدوستي،بهرام رادان از جمله غايبان مراسم بودند.

و گزارش کامل:

27 سیمرغ بلورین به برگزیدگان جشنواره بیست و هفتم اهدا شد
پرونده جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر شامگاه سه‌شنبه 22 بهمن با اهدای 27 سیمرغ بلورین، 12 دیپلم افتخار، 12 دستگاه پراید و 14 دستگاه مینیاتور به برگزیدگان سینمای ایران در تالار بزرگ کشور بسته شد.

به گزارش خبرنگار مهر، بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر سه‌شنبه 22 بهمن در حالی‌ به کار خود پایان داد که آرای هیئت داوران جز در مواردی رضایت نسبی سینماگران را به دنبال داشت.

مراسم ساعت 19:30 با تاخیر نیم ساعته مانند مراسم افتتاحیه برنامه با پخش تیزری عاشورایی شروع شد و پس از آن نوبت به پخش تیزر جشنواره رسید تا بر پرده سپید نقش ببندد و اختتامیه به طور رسمی و سینمایی آغاز شود.

محمدرضا شهیدی‌فرد که پارسال هم مراسم اختتامیه را اجرا کرده بود، روی سن آمد و به رسم همیشگی پس از سلام به میهمانان خوشامد گفت و با یادآوری تقارن این مراسم با سالگرد پیروزی انقلاب گفت: مردم ایران برای رسیدن به جهانی مانوس و حقیقی در 22 بهمن 57 تلاش کردند. امروز 30 سال از آن روزها می‌گذرد، 30 سال غریب و متفاوت را گذرانده‌ایم و در آستانه اربعین حسینی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس تجلیل می‌کنیم و یادشان را گرامی می‌داریم.

بخش‌هایی از مراسم افتتاحیه جشنواره بیست و هفتم در حالی پخش ‌شد که میهمانان همچنان در سالن وزارت کشور در رفت و آمد بودند و هنوز نظم بر سالن حاکم نشده بود. شهیدی‌فرد زمانی که روی سن آمد گفت امشب سخنرانی ندارند که این جمله او با تشویق حضار روبرو شد.

 

بخش اهدای سیمرغ‌ها با دعوت از هیئت داوران بخش مسابقه چشم واقعیت شروع شد. منوچهر طیاب یکی از چهره‌های شاخص سینمای مستند پیش از اعلام نتایج فرصتی خواست تا چند جمله صحبت کند. او با اشاره به جایگاه سینمای مستند گفت: هر سال شاهد تولید فیلم‌های مستند خوبی هستیم، اما تعداد این فیلم‌ها نسبت به فیلم‌های بلند سینمایی محدود است. سینمای مستند مبتنی بر تحقیق و پژوهش است و فیلمسازان جوان باید تمرکز بیشتری روی این موضوع داشته باشند.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه و نیمه‌بلند و یک دستگاه خودرو پراید برای فیلم "چه سرسبز بود دره ما" به فرشته جغتایی اهدا شد. امیر جغتایی دیپلم افتخار این بخش را برای کارگردانی فیلم "حباب سرد" دریافت کرد. سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند بلند و یک دستگاه خودرو مینیاتور به عمید راشدی و تورج ربانی برای کارگردانی فیلم مستند "عکس ناتمام بهمن جلالی" اهدا شد.

با پخش نماهنگی با صدای امیر تاجیک که حامی مالی جشنواره بیست و هفتم آن را تهیه کرده بود، اهدای سیمرغ‌ بلورین بخش ویدئوسینما آغاز شد. داوران این بخش هم پس از پخش تیزر معرفی روی سن آمدند تاجوایز برگزیدگان جشنواره را اهدا کنند. شهیدی‌فرد با اشاره به تفکیک دو بخش ویدئویی و سینمایی گفت: این تفکیک فرصتی برای تشخیص حرفه‌ای و احترام به این دو مدیوم است.

پوریا آذربایجانی کارگردان فیلم تلویزیونی "آب و آئینه" اولین کارگردانی بود که نامش در این بخش خوانده و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی جشنواره بیست و هفتم نصیب این کارگردان جوان شد. حسن لفافیان کارگردان فیلم تلویزیونی "بازی مهره سفید" برای دریافت دومین دیپلم افتخار این بخش روی سن آمد.

شهرام مکری کارگردان فیلم تلویزیونی "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" علاوه بر دیپلم افتخار30 میلیون ریال جایزه نقدی برای کارگردانی اولین فیلم تلویزیونی‌ خود دریافت کرد. سیمرغ بلورین این بخش به جمشید بهمنی برای کارگردانی فیلم تلویزیونی "میکائیل" اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم ویدئویی به اضافه یک دستگاه خودرو پراید به علیرضا توانا کارگردان فیلم تلویزیونی "زینب" اهدا شد. پخش تیزری از فیلم‌های سینمایی 30 سال اخیر و تیزری که در آن بخش‌هایی از فیلم "عصر روز دهم" به نمایش درآمد مقدمه‌ای بود برای صحبت‌های مجری درباره فیلم‌هایی که جایشان در جشنواره امسال خالی بود: "ملک سلیمان"، "یک گزارش واقعی" و "کیمیا خاک" نتوانستند در جشنواره امسال شرکت کنند و سال آینده آنها را در جشنواره می‌بینیم.

با معرفی داوران بخش مسابقه بهترین فیلم اول و دوم هیئت داوران این بخش روی سن آمد. حضور حسن فتحی، واروژ کریم‌مسیحی و امید بنکدار و کیوان علیمحمدی رقابت در این بخش را نسبت به سال‌های قبل حساستر کرده بود.

این بخش با اهدای دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی بهترین بازیگر آغاز شد، زمانی که نام حامد بهداد به عنوان برنده دیپلم افتخار این بخش برای بازی در فیلم سینمایی "دلخون" خوانده شد. حاضران او را تشویق کردند اما بهداد در سالن حضور نداشت. مونا احمدی بازیگر فیلم "کودک و فرشته" هم یک دیپلم افتخار و 30 میلیون جایزه نقدی در این بخش دریافت کرد.

دیپلم افتخار بهترین کارگردانی و 30 میلیون ریال جایزه نقدی این بخش به سامان استرکی کارگردان جوان فیلم متفاوت "صندلی خالی" اهدا شد. استرکی برخلاف نشست مطبوعاتی فیلم در سکوت روی سن آمد و بدون گفتن جمله‌ای جایزه‌اش را از داوران گرفت و رفت.

دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی به مسعود نقاش‌زاده برای کارگردانی فیلم "کودک و فرشته" و دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه به حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست برای نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی "بی‌پولی" اهدا شد. دیپلم افتخار و 30 میلیون ریال جایزه نقدی برای فیلمبرداری فیلم سینمایی "وقتی لیمو‌ها زرد شدند" به فریدون شیردل اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و یک دستگاه خودرو مینیاتور این بخش به واروژ کریم مسیحی اهدا شد. این کارگردان به دعوت شهیدی‌فرد پشت میکروفن رفت و با ابراز خوشحالی از دریافت سیمرغ گفت: امیدوارم فیلم بعدی بهتر از "تردید" باشد.

شهیدی‌فرد از هیئت داوران این بخش خواست درباره اهدای این تعداد دیپلم افتخار صحبت کنند. قاسم قلی‌پور هم گفت: جوانان در این بخش خوب کار کردند و ما دوست داشتیم به هر یک از این دوستان یک سیمرغ بلورین بدهیم. سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش مسابقه فیلم‌های اول و دوم و یک دستگاه خودرو مینیاتور به فیلم سینمایی "دلخون" به تهیه‌کنندگی سیدحسین حقگو اهدا شد.

جایزه ویژه هیئت داوران این بخش به اضافه یک دستگاه خودرو مینیاتور به مسعود ده‌نمکی برای کارگردانی فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 2" اهدا شد و ده‌نمکی در سخنانی کوتاه از همکارانش در این فیلم تشکر کرد.

در این بخش مراسم سالار عقیلی و گروهش قطعاتی اجرا کردند که با استقبال میهمانان روبرو شد. شهیدی‌فرد پس از پایان اجرای موسیقی سنتی گفت: دست مریزاد که این گروه برای ما غزل و حماسه آوردند و فضای جشن را معطر کردند.

بخش اصلی اهدای جوایز با معرفی هیئت داوران بخش مسابقه سودای سیمرغ آغاز شد. شهیدی‌فرد نام داوران را خواند و آنها به ترتیب روی سن آمدند. ابراهیم حاتمی‌کیا با خواندن نامه‌ای موضع هیئت داوران را درباره انتخاب‌هایشان روشن کرد.

در این بخش دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه داستانی و 20 میلیون ریال جایزه به سارا نامجو کارگردان فیلم کوتاه "کلیدهای رویا" و سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی و یک دستگاه خودرو پراید به فریدون نجفی برای کارگردانی فیلم کوتاه "خانه فاطمه کجاست؟" اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی و یک دستگاه خودرو پراید به سعید ملکان برای چهره‌پردازی فیلم سینمایی "وقتی همه خوابیم" اهدا شد. داود رسولیان برای جلوه‌های ویژه فیلم سینمایی "به کبودی یاس" سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو پراید دریافت کرد.

رسولیان پس از دریافت جایزه‌ خود با اشاره به جشن‌های‌ سی‌امین سال انقلاب آرزو کرد سهم این فیلم از سیمرغ‌های جشنواره امسال بیشتر بود. آتوسا قلمفرسایی و ایرج رامین‌فر برای طراحی صحنه و لباس "وقتی همه خوابیم" سیمرغ بلورین و یک پراید اهدا شد. رامین‌فر با اشاره به همکاری با بیضایی در این فیلم ابراز امیدواری کرد این کارگردان فیلم بعدی خود را زودتر بسازد.

بخش اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد یکی از جذابترین بخشهای مراسم اختتامیه بود. علیرضا خمسه برنده سیمرغ بلورین و یک دستگاه پراید در میان تشویق حاضران روی سن آمد و مثل همیشه با طنازی، فضای سرد مراسم را تغییر داد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرددر سالروز ازدواج خمسه به او اهدا شد.

 

علیرضا خمسه سیمرغ بلورین بازیگر مرد مکمل را برد

مهتاب کرامتی یکی از پرکارترین بازگران زن جشنواره بیست و هفتم برای بازی در فیلم سینمایی "بیست" سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو پراید دریافت کرد. او که به شدت تشویق شده بود مانند اغلب برگزیدگان جشنواره در سکوت سن را ترک کرد.

تیزر همدردی هنرمندان سینمای ایران با مردم غزه که در افتتاحیه هم پخش شده بود، در فاصله کوتاهی که بین اهدای جوایز در نظر گرفته شده بود نمایش داده شد. شهاب حسینی که در این تیزر حضور داشت بارها از سوی تماشاگران تشویق شد.

اهدای جوایز بخش مسابقه سینمای ایران با اهدای سیمرغ بلورین بخش موسیقی دنبال شد و کارن همایونفر آهنگساز فیلم سینمایی "زادبوم" سیمرغ و یک دستگاه پراید دریافت کرد.

نام بهرام بیضایی در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و هفتم چند بار تکرار شد و هر بار حاضران در سالن با شور و هیجان کارگردان قدیمی سینمای ایران را تشویق کردند. زمانی که بیضایی و سپیده عبدالوهاب برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین تدوین روی سن آمدند، حاضران بیضایی را تشویق کردند.

سیمرغ بلورین و یک دستگاه پراید به مرتضی پورصمدی برای فیلمبرداری فیلم سینمایی "شبانه روز"و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و یک دستگاه خودرو مینیاتور برای فیلمنامه فیلم سینمایی "زادبوم" به ابوالحسن داودی و فرید مصطفوی اهدا شد. داودی که همراه با مصطفوی برای گرفتن سیمرغ روی سن آمد، با اشاره به سوابق دوستی 30 ساله با این فیلمنامه نویس از همکاری با فرید ابراز خرسندی کرد.

هیئت داوران در این بخش یک سیمرغ بلورین اقتباسی به فیلمنامه فیلم سینمایی "تردید" به واروژ کریم مسیحی اهدا کرد. بخش اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد با حاشیه‌های جذاب فراوانی همراه بود و محمدرضا شهیدی‌فرد برای اعلام نام شهاب حسینی چند دقیقه‌ای مکث و یک بازی جذاب اجرا کرد.

حسینی که سال قبل دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرده بود در میان تشویق جمعیتی که از ابتدای مراسم اختتامیه نام او را فریاد زده بودند روی سن آمد و با یادی از خسرو شکیبایی، خانواده و دوستانش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و یک دستگاه خودرو مینیاتور را برای بازی در فیلم سینمایی "سوپراستار" به کارگردانی تهمینه میلانی دریافت کرد.

هیئت داوران از بازی شهاب حسینی در فیلم سینمایی "درباره الی" تقدیر کرد. لیلا حاتمی برای بازی در فیلم سینمایی "بی‌پولی" سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و یک دستگاه خودرو مینیاتور را دریافت و در چند کلمه از هیئت داوران و حمید نعمت‌الله تشکر کرد.

برای اهدای جوایز بخش کارگردانی محمدرضا جعفری جلوه و مجید شاه‌حسینی دبیر جشنواره به هیت داوران اضافه شدند، سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران در این بخش به پرویز شهبازی کارگردان فیلم سینمایی "عیار 14" اهدا شد. شهبازی پس از دریافت سیمرغ بلورین از گروه بازیگران و به ویژه کامبیز دیرباز تقدیر کرد.

در این بخش دیپلم افتخار و 40 میلیون ریال به عبدالرضا کاهانی اهدا شد. او در صحبت‌هایش از آنهایی که او را در رسیدن به این موفقیت همراهی کرده‌اند، تشکر کرد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و یک دستگاه مینیاتور به اصغر فرهادی کارگردان فیلم سینمایی "درباره الی" اهدا شد.

صابر ابر بازیگر فیلم برای دریافت جایزه فرهادی روی سن آمد و نامه تشکر کارگردان را برای حاضران خواند. سیمرغ بلورین بهترین فیلم و یک دستگاه خودرو مینیاتور به سعید سعدی تهیه‌کننده فیلم سینمایی "تردید" اهدا شد.

سپس محمدحسین صفار هرندی، غلامعلی حداد عادل و محمدرضا جعفری جلوه برای اهدای سیمرغ زرین نگاه ملی روی سن آمدند. در این بخش فیلم سینمایی "به کبودی یاس" به کارگردانی جواد اردکانی سیمرغ زرین و یک دستگاه مینیاتور دریافت کرد.

در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و هفتم نسبت به مراسم افتتاحیه چهره‌های بیشتری حضور داشتند. مهتاب کرامتی، صابر ابر، حامد کمیلی، مسعود رایگان، طناز طباطبایی، کامبیز دیرباز، رضا پورحسین، اکبر نبوی، فرزاد حسنی و... میهمانان این مراسم بودند.

در این بخش پلاک طلایی سیمرغ و 50 میلیون ریال جایزه نقدی به فیلم سینمایی "زادبوم" تعلق گرفت. ابوالحسن داودی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم پس از دریافت جایزه‌اش گفت: این فیلم را با عشق به وطنم ساخته‌ام و آن را دوست دارم. پلاک طلایی سیمرغ و 50 میلیون ریال به فیلم سینمایی "کودک و فرشته" به کارگردانی مسعود نقاش‌زاده اهدا شد.

به دعوت مجری مراسم، محمود فرشچیان، محمدمهدی عسگرپور و مجید شاه‌حسینی برای اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران روی سن رفتند. "بی‌پولی" به تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته و "درباره الی" به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی و سیدمحمود رضوی به طور مشترک سیمرغ بلورین و یک دستگاه خودرو مینیاتور دریافت کردند.

زمانی که محمدرضا شهیدی‌فرد دقایقی مانده به ساعت 11 شب از جمعیت حاضر خداحافظی می‌کرد، نیمی از سالن بزرگ وزارت کشور خالی شده بود و به این ترتیب جشن بیست و هفتم سینمای ایران به پایان راه خود رسید.

 


واروژ کریم‌مسیحی سیمرغ بلورین بهترین کارگردان بخش نگاه نو را برد

 

 

سعید سعدی تهیه‌کننده "تردید" جایزه بهترین فیلم را گرفت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط ailin |
درباره وبلاگ
سلام
من آيلين و حدودا از دو سال پيش ديووونه ي حامد شدم
الان 2 تا رمان دارم كه هردوش واسه عاشقاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
باور كنين

» پست الکترونیک
» RSS
موضوعات
مطالب اخير
»
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
Blog Skin